و من به ساعت يک انفجار نزديکم!
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/٢٢  کلمات کلیدی:

 

سلام. خوب مسابقه امسال هم تقريباْ تموم شد. شايد باور نکنيد اما بخش مسابقه شعر جشنواره بيش از پنج مليون و پانصد هزار تومان جايزه داشت! حساب دست دوستانی که شرکت نکردند بيايد! من فقط چند حرف  دارم که روی دلم مانده ! غزلهای۱۶و ۲۲،۱۰،۲۸ و ..الان خاطرم نيست ، خيلی دوست داشتم اين چند نفر هم جايزه می گرفنتند ولی بايد قبول کرد که ظرفيت جوايز هر مسابقه ای محدود است.ديگر اينکه از همه داوران ، بخصوص عزيزانی که از فاصله های دور آمده بودند ، نهايت سپاسگزاری را دارم . دستشان درست! به رضا سير جانی هم تبريک می گويم که برنده سه مليون و سيصد و هفتاد و پنج هزار تومانی مسابقه شدند.(تور المپيک آتن) اگه سربازی رفته باشه که خيلی خوش به حالشه ،اگر هم نرفته باشه پولش خوش به حالش می کنه! به هر حال تبريک ! ما هم به خدا خوشحال شديم که شاعر جوانی مثل رضا قرعه به نامش افتاد. ديگر اينکه گله مندی از عزيزانی که نيامده بودند هم بماند! و باز اينکه از سيد هانی رضوی ( که بعد از مدت ها وبلاگش را هم به روز کرده ، حتما سر بزنيد ) ،  دبير فعال بخش مسابقه جشنواره  و کسی که تمام زحمات مسابقه روی دوش او بود،اين چند روزه هم خيلی اذيت شد ، نهايت تشکر و قدردانی را دارم.از مديران پرشين بلاگ هم صميمانه تشکر می کنيم که برای گروه ادبی پرشين بلاگ ارزش قائل شدند.

 

برگزيدگان بخش ويژه (غزل معاصر) بدون هيچ ترتيبی:

مژگان عباسلو وبلاگ مژگان بانو

صالح دروند وبلاگ غزلسرا

محمد يزدانی

رضا سيرجانی وبلاگ رقص موج غزل

محسن اشتياقی وبلاگ چهارفصل ناتمام

فاطمه حق ورديان وبلاگ نيروانا

قسمت خارج از مسابقه:

امير مرزبان وبلاگ اتاق ۲۰۲

برندگان بخش های ديگر مسابقه

موضوعی ( آخر الزمان )

۱ـ حسن صادقی پناه

۲ـ مهدی نقی پور وبلاگ پرنده ای که فراموش کرده پردارد.

۳ـ سيامک بهرام پرور وبلاگ شاعرانه ها

 سپيد:

جناب آقای جهان تيغ

در ضمن بخش آزاد تا پايان ماه خرداد تمديد شد. روشن است که اسامی برگزيدگان اين بخش هم بعدا اعلام خواهد شد.

ديگر چيزی به ذهنم نمی رسد .فقط نميدانم چرا از تمامی نامها.....نام تورافراموش نکرده ام...


 
اگر چه تو...
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۱٠  کلمات کلیدی:

 

سلام

خوب مسابقه هم به روزهای پايانی خودش داره نزديک ميشه! پس تا فرصت داريد بخش های مختلف مسابقه را دريابيد.دوستان توجه داشته باشند شعرهاروحتماً   attach  کنيد. 

 می خواستم ستاره ببارم اگر چه تو...

خود را به آسمان بسپارم اگرچه تو...

می خواستم که هديه کنم با تمام عشق

دل را ـ تمام دار و ندارم ـ اگرچه تو...

تو مثل صبح ساده و پاکی اگرچه من

مثل غروب خيس بهارم، اگرچه تو...

تنهاييم حقيقت تلخی است صبر کن!

من که کسی بجز تو ندارم اگر چه تو...

آرش فرزام صفت

اين هم غزل آخر ما ! ولی اگر چترمون آبی نيست شما سخت نگيريد ، يه چيز ديگه؛ اگه خواستين شعرهای ديگر اين حقير را بخونين لطفاٌ اينجا را کليک کنيد و ما را از نظرات ارزشمندتون بی بهره نگذاريد. اگر اونجارو هم کليک نکرديد سمت راست صفحه ، پايين آرشيو لينک (غزلهای من) را کليک کنيد.

 

 

باچتر آبيت به خيابان که آمدی

حتماً بگو به ابر به باران که آمدی

نم نم بيا به سمت قراری که درمن است

از امتداد خيس درختان که آمدی!

امروز روز خوب من و روز خوب توست

با خنده روئيت بنمايان که آمدی

فواره های يخ زده يکباره واشدند

تا خورد بر مشام زمستان که آمدی

شب مانده بود و هيبتی از ناگهان تو

مانند ماه تا لب ايوان که امدی

زيبايی  رها شده در شعر های من!

شعرم رسيده بود به پايان که آمدی

...پيش از شما خلاصه بگويم ـ ادامه ام

نه احتمال داشت نه امکان که آمدی

...گنجشگها ورود تو را جار می زنند

آه ای بهار گمشده ...ای آنکه آمدی!