مسابقه و غزلهاي از راه رسيده
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/۱٦  کلمات کلیدی:

براي آگاهی از جدیدترین اطلاعات درباره ی مسابقه اينجا را كليك كنيد.

************************************************

وقتي به بيت و واژه بدل مي كنم تو را
پيش خودم خداي غزل مي كنم تو را
شاعر نگو كه حرفه ي من كيمياگريست
درسينه هاي غمزده حل مي كنم تو را
در انتظار مُردم و آمد به چشم من
خوابي كه تا سپيده بغل مي كنم تو را
شيرينيِ شكوهِ شب من چشيدنيست
صبحانه ميهمان ،عسل مي كنم تو را
راهِ امامزاده كدام است ، عهد من ؟!
آري – قسم به شعله – عمل مي كنم تورا
از هيبت نگاه تو ، شرمنده مي شوم
وقتي اسير وزن غزل مي كنم تو را

***************

همينكه بين وجودم خراش مي ريزم
به روي گونه دلم را يواش مي ريزم
درخت شايد و اما عقيم مي ماند
دوباره روي دلم بذر كاش مي ريزم
تو را كه مي نگرم با عروج چشمانم
غزل به پنجه ي پيكر تراش مي ريزم
كنار پنجره ، از گَردِ عكس تو، هر صبح
شكر به چاي و عسل بر لواش مي ريزم
سكوت، فاصله اي بين دستها انداخت
دوباره بين هوا ، ارتعاش مي ريزم
خدا ! زلاليِ عشقي بريز بر دستش
به جان ثانيه هايي كه پاش مي ريزم

رضاسيرجاني

دوباره به اين خيمه تک می زنی
به زخم دل من نمک می زنی
کبوتر شدم سنگ انداختی
بلور دلم را ترک می زنی
سپيد است چشمانم از انتظار
و تو در نگاهم کپک می زنی
چو گرگان به جان من افتاده اند
تو چوپان بد نی لبک می زنی ؟!
***
برو !! ... با خودم درد دل می کنم
تو حتی خدا را کلک می زنی !!
عباس جوانمرد

**************
سلام
مسابقهء غزل ما به روزهاي آخرش نزديك مي شود، استقبال دوستان هم خوب بوده ،البته بعضي از عزيزاني كه گفته بودند شركت مي كنند ، تا امروز چيزي براي حقير نفرستاده اند،عزيزاني مثل مرتضي پاريزي،هادي محمدزاده و…
چند نكته را قبل ازپاين مسابقه و قبل از گردهمايي وب لاگ نويسهاي ادبيات خدمتتان عرض ميكنم:1-قضيهءدنگ ! راستش بنده نظرم اين بود كه در همان روز جمع شدن همه دنگمان را بپردازيم ، بعد كه فكر كردم ديدم خيلي ضايع است كه نفر به نفر بگرديم و پول بگيريم،حالا قرار براين شد كه شماره حساب يك آدم بي طرف كه نه در بين داوران باشد نه در بين شاعران مسابقه (مرتضي قاسمي) يا خودم(اسممون هم كه لو رفته) اعلام كنيم و دوستان نفري دو هزار تومان به اين حساب بريزند ،البته دوستاني هم كه بيشتر مي خواهند بريزند،بريزند. به جان عزيزتان همه را به نفر اول تا سوم ميدهيم، آن دوستاني هم كه ميخواهند در جمع ما باشند در صورتي كه تمايلي داشتند اين كار را بكنند. پنجاه هزار تومان نيما عابد هم البته هست ،حساب رزرو جا را هم بنده و دوستان تقبل كرده ايم.پس بعد از اتمام وقت مسابقه اين كا را مي كنيم(قبول دارم به خاطر دو هزار خيلي زحمته بريد بانك ولي چه مي شود كرد اين طوري خيلي بهتره)
2- روز مسابقه : از آنجاييكه بعضي از دوستان از شهرستان تشريف مي آورند، بايد هم به فكر آمد و هم رفت اين عزيزان باشيم،پيشنهاد ما پنج شنبه صبح است كه وقت برگشت داشته باشند، در اين مورد نظرتان را بفرستيد كه يك جمعبندي كلي بكنيم.
3-آثار رسيده تا امروز :نيما عابد،مژگان بانو ، سيامك بهرام پرور ،احسان پرسا ، مسيح، جهان بيكس،ياغي تبار،خانم رحمانيان،نغمه مستشار نظامي، صاحب خانهء فرهنگستان، فاطمه حق روديان، كرگدن،زهرا باقري شاد،عباس جوانمرد ، پيمان بديعي، آقي احمدي ،خسروي و چند مورد بي نام.
4-راز مگو هم قراره ! به گفتهء خودش به برنده مسابقهء بي مزهء ما جايزه بدهند ، ايشون اين گونه شعر را خشت مالي ميدانند،كه من اصلاً موافق اين حرفش نيستم، جداي از ارادتم به اين بزرگوار عرض ميكنم قافيه و وزن باعث ايجادتصاوير بديعتر و خيالپردازيهاي ناخوداگاه و… مي شود ، اگر اصراري بود كه ميدانم ، نيست در اين باره بيشتر حرف ميزنم ،فعلاً همين كافيه