پيراهني از آه برايت دارم ( ۲ )
ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱  کلمات کلیدی:



تمام رباعي ها از بيژن ارژن



تا خورد به كتف زخمي اش تير تگرگ
از خواب پريد و ديد، تعبير تگرگ
آن ثانيه پشت پنجره جان مي داد
قيچي شده پر،كبوتري زير تگرگ




قطره، قطره، شد آب، آدم برفي
شدآب ، در آفتاب ، آدم برفي
آب از سر او گذشت، اما هرگز
بيدار نشد زخواب، آدم برفي





ديدم او را شب سياهي در مه
عريان شده بود، مثل ماهي در مه
گرگي و گرسنه گرگ خون آشامي
آهو بره اي و پرتگاهي در مه




بنشست به هر راهگذز ، خاكستر
گشتيم زپاي تا به سر ،خاكستر
ديروز دوسينه سرخ عاشق، امروز
يك مشت پر سوخته در خاكستر




زير باران، دوباره آغاز شدند
چون ابر بهار، خيس پرواز شدند
باران كه نبود،بسته بودند و عقيم
باران كه رسيد، چترها باز شدند



عشق من و تو حرام شد هرچه كه بود
قرباني انتقام شد هرچه كه بود
ديگر حرفي نمانده با هم بزنيم
بين من و تو تمام شد هرچه كه بود




روز اول به شوق و شورم انداخت
روز دوم گور به گورم انداخت
ـ:سيگار؟نمي كشم كه چون سيگاري
تا نصفه مرا كشيدو دورم انداخت



مه بود و تبر بود و بهار زخمي
خون بود، به روي سبزه زار زخمي
در بين جنازه ها كسي را مي جست
آن اسب سفيد بي سوار زخمي




ويرانه ترين ميكده را مي مانم
آن خالي بي عربده را مي مانم
با نم نم اشك و سينهءسوزانم
خاكستر باران زده را مي مانم




تمام رباعی ها از بيژن ارژن