دو مسافر يله در ....
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٥  کلمات کلیدی:

 

دلخسته ام از اين اتاق چند در چند
يك آسمان چند است ، آقا بال و پر چند
آقا اجازه عيد يعني چه؟چه روزي؟
من از پدر پرسيده ام ديروز هر چند
او هم نمي داند حساب روز و شب را
مي پرسد از من خواب راحت تا سحر چند
تا اين كه سهم هر كسي يك لقمه باشد
اكرم بگو دست پدر تقسيم بر چند
مي پرسد از من حاصل عمر خودش را
مي گويمش اندو.ه ما را ضرب در چند

غلامعلي شكوهيان

***********

بعد از اين خوب و بدش باشد پاي خودمان
انتخابي است كه كرديم براي خودمان
اين و آن هيچ مهم نيست چه فكري بكنند
غم نداريم، بزرگ است خداي خودمان
بي خيال همه، با فلسفه شان خوش باشند
خودمان آينه هستيم براي خودمان
ما دو روديم،كه حالا سرِ دريا داريم
دو مسافر يله در آب و هواي خودمان
احتباجي به در و دشت نداريم،  اگر
رو به هم باز شود پنجره هاي خودمان
درد اگر هست براي دل هم مي گوييم
در وجود خودمان است دواي خودمان
دوست داريم كه نفهمند، بيا بعد از اين
خودمان شعر بخوانيم براي خودمان

مهدي فرجی

******************

كوچشم آبي ات كه بهاري كند مرا
در انجماد عاطفه جاري كند مرا
من بي عصا گذشتن از احساس پيري ام
تا دستهاي گرم تو ياري كند مرا
اي كاش چشم كافر هر جا نشين تو
از درد بي كسي متواري كند مرا
فردا كه مي روي به افقهاي دور، كاش
گرد گذشتن تو غباري كند مرا
از هجرت كبوتري ام خسته ام ولي
كو آن قفس كه باز بهاري كند مرا؟


امير مهرداد اميری