بی خياليها
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢۸  کلمات کلیدی:

    سلام
كلام اول: پرشين بلاگ هر روز مهمان تازه دارد:  1 ـ   سعيد بيابانكي  : شاعر گرانقدر  و سرور همه ما ؛ سعيد بيابانكي  افتخاري به گروه ادبيات پرشين بلاگ داده اند و  وبلاگ سنگچين را مي نويسند، چيز ديگري نمي گويم ،جز اينكه وجود اين بزرگوار غنيمتي است براي همه ما….
2 ـ‌جليل آهنگر نژاد‌‌ : شاعر خوب كرمانشاهي ، اگر درست گفته باشم اصليتش اسلام آبادي است.  تازگيها اين عزيز هم 
بيستون را دارد مي چرخاند و ما را مهمان شعرهاي  شاعران جوان كرمانشاهي مي كند.
3 ـ فرامرز حجازي : بارانهاي اسيدي اش لحظه هاي نابي را براي شما  دارد ،اگر بدون چتر سري به اين دوست گرامي بزنيد ،مطمئناً باز هم هوس قدم زدن  و زمزمه در اين وب لاگ را خواهيد كرد.
4 ـ مجيد معارف وند: سرگيجه هاي آبي كه دربردارندهء غزلها و شعرهاي نابي است.
5 ـ روح الله ساريجلو: فضاي وب لاگش فضايي جهنمي است ، خودش كه مي گويد از جهنم مي نويسد و آنقدرها هم كه مي گويند جهنم بد نيست…
6 ـ رضا كرمي را داشت يادم مي رفت، مفهوم سبز خشكسا ليها كه برگرفته از نام اولين مجموعه ء شعر ش مي باشد ،و مدتي است ما را هم مهمان نقدش مي كند و هم شعرش…
7 ـ حالا كه اينجوري شد ؛احسان پرسا صاحب وب قاصدك سوخته  (آخريشه ديكه) از چند وقت پيش مي خواستم معرفيش كنم ،هي يادم رفت، هي يادم رفت….طرح هايش معركه اند ..…گفته باشم ……
كلام دوم:دوستي بدون اينكه خودش را معرفي كند  در لابلاي شعرهاي وب لاگ حقير هربار بدون هيچ دليل منطقي  دست به تخطئهء اكبر ياغي تبار مي زند  و نشاني از خودش هم به جا نمي گذارد: براي همين اين شماره را كامل به شعر و انديشهء اكبر ياغي تبار اختصاص دادم كه اين دوست عزيز هم  بجاي گفتگو از پس پرده ،بيايد  و رك و راست حرفش را بزند.
كلام آخر: ما ارادتمند همه هستيم اگر نام نازنيني را  فراموش كرده ام ، به بزرگواري خودش و حواس پرتي ما ببخشد.
  بجز لينك آقاي آهنگر نژاد ، لينك تمام دوستان در كنار ديگر لينكها هست.البته لينك ايشان هم در اولين فرصت اضافه می شود
  اين برگهاي خوشگل را هم از سلبيناز كش رفتيم، خداكند ناراحت نشوند
.

غزل : بخت شور


يك عده چشمهاي مرا كور كرده اند
يعني مرا به عشق تو مجبور كرده اند
از من فرار مي كني . اما چه فايده
آنها مرا براي تو منظور كرده اند
شيرين تلخكام! خدايان در آسمان
بخت مرا به خاطر تو شور كرده اند
شب مثل روز بود كساني در اين ميان
مهتاب را گرفته و بي نور كرده اند
خيلي عجيب نيست اگر بي توجهي
آنها ترا ميان تو محصور كرده اند
آه اي خدا اهالي اينجا پيِ فريب
نام تو را براي چه بلغور كرده اند
واللهِ من كه لايق عشق تو نيستم
يك عده چشمهاي مرا كور كرده اند.

نو : باغهاي آفت زده


هر زمان مي بيني
باغ آفت زدهء شعر كسي بي برگ است
حمد و توحيد بخوان!
اتفاقي كه قرار است بيفتد مرگ است.

 

دوبيتي : بي خيالي ها


عقاب آسمانها…بي خيالش
غزل‎‏‎‎ْ خانوم رويا…بي خيالش
از اين ياران سرتا پا خيانت
دلم خون است اما بي  خيالش


***


هبوط اتفاقي بي خيالش
سياهي بي چراغي بي خيالش
برو با ديگران خوش باش بانو!
دل بن بست ياغي بي خيالش

 

رباعي‌: فرمايشتان درست! اما كشك است

 

موجي كه به روي ساحلت مي ماند
شعري است كه در مقابلت مي ماند
يك روز دلت براي من مي سوزد
مي ميرم و داغم به دلت مي ماند


***


ما از طرف زمانه تجليل شديم
در موسم افتتاح تعطيل شديم
رفتيم كه قاطي بزرگان بشويم
ديديم به يك فسيل تبديل شديم


***


با چشم هميشه سركش و بد ذاتش
بر خرمن لحظه هاي من زد، آتش
خوش بود بدون من و با خود مي گفت:
گور پدر شاعر و احساساتش


***


گفتي همهء زندگي ما كشك است
تحميل زمين بر آسمانها كشك است
ما هم به حساب كشكْ سابي گفتيم:
«فرمايشتان درست! اما كشك است.

 

تمام شعرها از علي اكبر ياغي تبار