امير مرزبان آمد...
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٦/۱  کلمات کلیدی:

 

دوستان سلام.

اول اينكه دوست بسيار نازنين ديگري به جمع ما اضافه شده اند كه من نمي توانم خوشحاليم را نشان ندهم.اغلب دوستان شاعر اذعان دارند كه او حافظه شعر معاصر و بخصوص غزل معاصر است . يعني اينكه شعري نيست كه اين عزيز نخوانده باشد و يا نشنيده باشد.شعرها و غزلهاي خودش هم از پختگي و استحكام قابل قبولي برخوردارند و چندين تجربه متفاوت در اين عرصه را هم دارد. چند وقت پيش «راوي » اش را دروب لاگ آينه و همين صفحه  خوانده بوديد. بله امير مرزبان. كافی است اينجا را كليك كنيد.
دوم هم اينكه ما در حال حاضر مانيتور نداريم. تا سه شنبه چهار شنبه طول مي كشد . چهارشنبه هم مسافرتي در پيش است…ولي تا فبل از مسافرت چند تا غزل خوب برايتان پيدا ميكنم …
سوم اينكه رنگ انار بيژن هم در اومده.  كه بعداً به تفصيل درباره اش حرف مي زنيم.
و آخر اينكه شرمنده مرام و معرفت دوستانم هستم كه كمتر مي توانم سرزدنشان را پاسخ بدم. اگرچه به اين معتقد نيستم كه حتماًبايد  بده  و  بستان  باشد.

************

چون باد مي دوم عقب چشمهاي تو
عمرم گذشت در طلب چشمهاي تو

دل كنده ام ز روز و تماشاي آفتاب
از بس كه ديدني است شب چشمهاي تو

از كج سليقگي است نشستن كنار رود
تا مي توان نشست لب چشمهاي تو

من لا ابالي ام زچه رو هم سخن شوم؟
با مردمان با ادب چشمهاي تو

آه اي طبيب من !چه كند درد خويش را
بيمار مبتلا به تب چشمهاي تو

با اشك خويش نخل تو را آب مي دهم
تا فصل چيدن رطب چشمهاي تو

مهدي عابدی

****************

باز يك غزل ، حكايت كسي كه عاشق است
باز ما و كشف خلوت كسي كه عاشق است.

در سكوت، چشم دوختن به جاده هاي دور
باز انتظار عادت كسي كه عاشق  است .

دستهاي التماس ما گشوده پس كجاست
دستهاي با محبت كسي كه عاشق است.

باز هم سخن بگو سخن بگو شنيدني است
از زبان تو حكايت كسي كه عاشق است.

من اگر بخواهمت نخواهمت تو خوب باش!
مثل حسن بي نهايت كسي كه عاشق  است.

بغضهاي شب ، هميشه سهم نا اميدهاست
خنده هاي صبح ، قسمت كسي كه عاشق است.

شاخه ها  – خداكند – به دست باد  نشكند
عشق يعني استقامت كسي كه عاشق است.

اي شما كه دل نميدهيد و ايستاده ايد،
در خيال كشف خلوت كسي عاشق است،

منتظر نايستــيد نوبت شما  كه  نيست
نوبت من است نوبت كسي كه عاشق است .

زيبا طاهريان