دردِ...
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/۳٠  کلمات کلیدی:

سلام.

اول: اين روزها اوضاع  و احوال اصلاً مساعد نيست. به قولي بغضي فرو خورده دارم....هزار جور ناراحتي و جنگ اعصاب و اين حرفها...

دوم: شبهاي شهريور يا به قولي عصر شهريور و يا شبي از شهريور باز هم گند زد.من واقعاً شرمنده ام اگر اين گونه مي نويسم ، ولي اگر  ننويسم به خودم و به همهء دوستان خيانت كرده ام.۱ ـ  بعضي از اين پيشكسوتان  در زماني كه عرصه واقعاً خالي بود و با شعرهاي نه چندان شعرشان به جايي رسيدند و هنوز هم نان همان فعاليت محدودشان را مي خورند، مثل اينكه عقده سخنراني و شعرخواني دارند، پشت تريبون كه ميرن، سواد نافصشان گل مي كند در حاليكه  نه به‌زعم من به‌زعم خيلي از دوستان دوره‌اشان تمام شده، و بايد  بروند  جايي، كلاسی ، انجمني....

۲ـ البته اين وسط تقصير خيلي از جوانان شاعر هم هست كه به خاطر اينكه اسمي  از آنها هم در بين برنده ها باشد ، دست به پاچه خواري پيش كسوتان مي زنند و آنها هم هول برشان مي دارد كه كسي هستند.

من نمی‌خواستم وارد اين گونه بازيها بشوم ، چرا كه  نه نان شعر را خورده ام و نه قصد هست كه از اين راه ارتزاق كنم، ولي وقتي در چنين جلساتي می‌بينم كه فلان كس را كه وزنه اي در غزل بعد از انقلاب است و هم نسل ما هم هست ، بوسيله فلان پيش كسوت از يك شهر دور دعوت مي شود كه بيايد و شعر بخواند(قبلاً عطاي شركت در مسابقه را به لقايش بخشيده) در كمال ناباوري صدايش نمي كنند و جلوي مشتي موج سوار سكهء يك پولش مي كنند ....

يا دوستاني كه براي شنيدن چند شعر خوب آمده اند و مجبورند خزعبلات تكراري همان آقايان را بشنوند و يا....

امسال بعد از گندكاري پارسال هيات داوران  در پخش جايزه بين اقوام و دوستان و شاگردان،بودجه دهندگان مسابقه انگار گوشي دستشان باشد ، بودجه خيلي كمي مثل اينكه در نظر گرفته  بودند كه به ساندويچ خوردن آقايان هم كفاف نمي داد، براي همين برندگان به 20 نفر كاهش پيدا كرد، كه شامل بخش ويژه ( دفاع مقدس و حضرت فاطمه «س») و آزاد بود. تازه در قالب كلاسيك و سپيد.

بعد هيات داوران براي اينكه  حرفي پشت سرشان نباشد با كمال پررويي اعلام مي كنند كه سرشناسها و شاعراني كه شاعر بودنشان سالهاي پيش به اثبات رسيده! از گردونه رقابت حذف  شدند تا راه براي تازه واردها  باز شود. حالا  يكي از برندگان كه از بچه هاي شناخته  شده غزل معاصر است و همه مي شناسنش  و از برندگان هم بود مي گفت يعني من تا حالا گمنام و تازه وارد بودم و خبر نداشتم! يعني چي ؟! يعني اينكه اعتبار برنده ها را هم زير سئوال بردند ، من به جاي سيد مهدي موسوي ، مهدي زارعي و  امين هراتي خجالت كشيدم.

حقيقتش بحث بر سر انتخابها نيست، چرا كه همه منتخبها زحمت كشيده هاي شعر معاصرند و همه  از دوستان خود ما هستند. بحث بر سر تصميم گيرندگان ، نحــوه برگزاري و بي احتــــرامي‎ها يست كه به شاعــران جوان مي شود....

من در تعجبم از همين شاعران جوان كه چرا براي اين آقايان! مريد بازي در مي آورند .

به نظر من ديگر وقت آن رسيده باشد كه خود جوانها تصميم گيرنده باشند و اين گونه برنامه هاي فرمايشي را تحريم كنند. كاش امير  مرزبان و ابراهيم اسماعيلي بقيه دوستان را هم براي مرودشت دعوت مي كردند كه اينجوري اعصاب همه خورد نمي شد....

اين از اين. پس حرف من اين شد كه جاي تصميم گيرنده ها عوض شود.و يادمان باشد بعد از چندين دهه  يكي از همين جوانها  جريان غزل را تغيير داد  و شكل جديدي از آن را چه در زمينه تكنيك و چه در قابليتهاي ديگر غزل ، ارائه كرد.بگذريم...

سوم: تنها خوبي اين شب، ديدار با محمد سعيد ميرزايي ، حسن صادقي پناه، مهدي فرجي ، مهدي زارعي ، مهدي موسوي ، حميد رجايي و جواد ... بود

و برو بچه هاي وب لاگ نويس: هاني عزيز،روح الله ساريجلو،مژگان بانو، نغمه مستشار نظامي و خانواده بسيار محترمشان ،برو بچه هاي خانه عروسك و...

چهارم: وب لاگهاي ادبي صفحهء تازه اي در فصلنامه شعر است كه هادي محمد زاده عزيز آن را مي نويسد . هرچند من گله مند  اين بزرگوار هم هستم و معتقدم براي شروع  نبايد از آقاي قزوه شروع مي كردندچرا كه آقاي قزوه خودشان مستقيم نمي نويسند و خود را درگير كار وب لاگي نمي كنند. براي نمونه  چه كسي تا  حالا در وب لاگش توسط آقاي قزوه راهنمايي شده است.؟!

به نظر حقير  كساني مثل آقاي مير افضلي ، وحيد اميری و سعيدی راد  ارجح تر بودند، هرچند  اگر غير از اين مي شد شايد چنين صفحه اي اصلاً بوجود نمي آمد!

 به هر حال جريان وب لاگهاي ادبي   جريان مستقلي است  و پشت سر اين گونه اسمها قرار ندارد.

من باز هم از هادي و ديگر دوستان عذر خواهي مي كنم، ولي واقعيت بعضي مواقع رودربايستي  را به سينهء ديوار مي كوبد.

از مهمانان هميشگي ام هم عذر خواهي مي كنم بابت تندي نوشته ام.

 آدمك هم نوشته ای در اين باره دارد كه من قبل از انتشار آن را خوانده ام و تلخی نوشتهء مرا برای شما شيرين می كند. حتما به آنجا هم سری بزنيد.

تا بعد بدرود.