ميان اين همه ديوار...
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱۳  کلمات کلیدی:

 

بيا و پيكــــــرهء چوبـــــــي مرا بتراش

و مثل عشق مرا خط خطي كن و بخراش

 

ميان اين همه ديوار، چشم گم شده است

اگر چه كور...ولي باز تو پنجــــــره باش

 

لجن لجن به پليـــدي رسيده اند اين قوم

كجاست وارث «آدم» ميان اين همه لاش؟!

 

دوباره عاد و ثمود و...خدا بخير كند!

دوباره جنگل و غار و هياهوي خفاش!

 

شب است و رعشهء طوفان و سوسوي  فانوس

كليم!معجزه كن، روي شب ستاره بپاش!

*

در اين ميان، كه خود عشق هم نمي داند

كه ازكدام  تبار است؟ از كدام قماش؟

 

به عشق اينكه به آتش رسد ادامهء من

بيا و پيكــــرهء چوبـــــــي مرا بتراش!

 

كبري موسوي قهفرخي