آصفی ها(۱)
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٢٩  کلمات کلیدی:

 

 

شب‎و‎سكوت‎وسه‎تارىكه لال مانده،منم
بيا كمى بنوازم ، بيا كمى بزنم!


نه چنگ شور و جنونى ، نه پنجهءگرمى
اسير غربت بى انتهاى خويشتنم


و در ميان كويرى كه باغ نامش بود
به زخم زخم تبر شاخه شاخه مى‏شكنم


دوباره مينگرم نقش خويش را بر آب
چنان غريبه كه باور نمى كنم كه منم


ببين چه بر سرم آورده عشق و با اينحال
نمى توانم از اين ناگــزير دل بكنم


چنان زلال تورا تشنه‏ام در اين دوزخ
كه از لهيب عطش گر گرفته پيرهنم


غزل غزل همه ام را وداع مى كنم آه
به دست آتش و بادند پاره هاى تنم


سكوت مى وزد و دركنار تنهاييم
نشسته‏ام به تماشاى شعله ور شدنم


مجال پرزدنم نيست، بعد ازاين شايد
به آسمان برسد امتداد سوختنم

 

احمد رضا الياسی

  

 musical_notes_bubbling_md_wht.gif

نفرين به آنكه گفت : دلم باتو جفت نيست!
تو نيمه‏ى منى، چه كسى بود، گفت : نيست ؟!


امشب كنار پنجره‏ام، آنكه سال‏ها
گل گفت با نگاه من و گل شنفت نيست


باور نمى‏كنم، نه! اين گردباد سرخ
آن روح زخم‏خورده كه در من نهفت نيست


اى نيمه‏ى رها شده، آن نيم ديگرت
اين زخم ناگزير كه در من شكفت، نيست ؟!

 

امشب كنار پنجره‏ام، ديدم اى عزيز
در آسمان ستاره‏ى من باتو جفت نيست ...

 

معصومه مهری

 

 

crystal_pendant_md_wht.gif

 

اى غزل اى زمينه‏ى سبزم،اى كه از من سرى،حلالم كن
اى كه چشمت به قلب غمگينم،داده بال و پرى،حلالم كن


اى اهوراى چشم خسته‏ى من كه مرا آفريده اى ازعشق
و دل خســته‏ى مرا هر شب تا خـــدا مى برى حلالم كن


آسمان هم نمى نمى‏بارد بر من خسته بر من غمگين
آسمان نگاه خسته‏ى من ، تو كه آبى ترى حلالم كن


من نفرين شده نمى دانم دستم از هرچه هست كوتاه است
شده حتى براى دلخوشيم ،خوب من ! سرسرى حلالم كن


كوله بار مرا ببند رفيق ، يك نفس مانده است تا رفتن
به نمازت ، به گريه‏ات ، به لبت!اين دم آخرى حلالم كن ...

 

زنده ياد حسن باقری

 

وب لاگ آصفی ها را آقای احمدرضا الياسی تازه راه انداخته، و انصافا سر شار از غزلهای بسيار زيبای شاعران اين شهر غزل پرور است. اينجا را حتما سر بزنيد!!!!!