مترسك!
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۸  کلمات کلیدی:

 

 

دهان گشوده به گفتار، انزوايش را

  ولي نمي شنود هيچ كس صدايش را

 

نشد تكان بدهد دست را زمان وداع

نشد تمام كند شعر ماجرايش را

 

مترسك است : كلاهي و چند تكه لباس

نسيم كوچكي آشفته ادعايش را

 

دو تكه چوب برايش به جاي مي ماند

اگر بگيري از اندام او ردايش را

 

شبيه آ ينه از ياد برده هرچه كه بود

اگرچه خاطره پر مي زند هوايش را

 

خبر ندارد از آنجا كه پيشتر بوده ست

و شخم كرده زمان خط رد پايش را

 

براي اينكه نداند چگونه مي گذرد

براي اينكه نبينند هايها يش را

 

كلاغهاي سياه ! اين كسي كه مي بينيد

مترسك است . در آريد چشمهايش را

 

بابك دولتي

 

woodpecker_making_wood_statue_md_wht.gif

 

 من آخرين سخنم يك نگاه خواهد شد

درست مثل سرآغاز راه خواهد شد

 

چه لحظه هاي قشنگي است با تو بودن و حيف

كه مثل خال قشنگت تباه خواهد شد

 

به آفتاب نگاهت،بگو كه غير از تو

كه سايه هاي مرا سر پناه خواهد شد؟

 

وبوي پيرهنت اي عزيز دور از دست

حضور يوسفي ات را گواه خواهد شد؟

 

ولي نه بيژن ما را دو باره رستم نيست

ولي نه يوسف مصرم به چاه خواهد شد

 

و مثل زاغ نشسته به نعش يك قمري

لباس روشن عمرم سياه خواهد شد

 

مصطفي دشتي

 

tinman_pounding_heart_md_wht.gif

 

حالا شما رديف غزلهاي من شديد

بي اختيار وارد دنياي من شديد

 

هر شب سر شما من و دل جنگ مي كنيم

مثل هميشه باعث دعواي من شديد

 

تنهايي از بهشت مرا طرد كرده اند

حيف از شما نبود كه حواي من شديد؟

 

مهدي نقبايي

 

سلام . راستيتش چند روزي گرفتار بودم و از دنياي مجازي دور،وپنج شنبه هم نتونستم طبق معمول به روز كنم. به هر حال از همه سروران عذر خواهي مي كنم.اما خبر جديد اينكه بابك دولتي و همسر مترجم محترمشان هم با هم وب لاگي رابا نام بچه ها بيرون قرن چندم است؟! اداره مي كنند. بابك را خيلي ها با غزلهاي بسيار قشنگش  مي شناسند. اين هم آدرسش براي اينكه از خواندن شعرهاي جديدش بي نصيب نمانيد!!!