از زبان ماهی ها!
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی:

 

سلام!

چه بگويم سخنی نيست!

دوباره حرف تو شد در ميان ماهي ها !
تويي كه بسته به جان تو جان ماهي ها !


اگر چه تو پري كوچك فروغي ، باز
شنيدني است غمت از زبان ماهي ها!


ببين خداي من آن شب چقدر شاعر بود
كه ريخت طعم تو را در دهان ماهي ها!


شبي كه با هيجاني زلال رقصيدند
ميان بركه ي ذوقم ، ترانه ماهي ها!

*
و شب به نيمه رسيد و غزل به نيمه و آه…
به روي خاك ، تن نيمه جان ماهي ها!


دل تو ساقه ي تردي ز نور بود افسوس
كه نور مي شكند در جهان ماهي ها!


تو را نه آب ،‌ نه آيينه در نمي گنجد
تو ماوراي زميني تو ماه، ماهي! ها!


كبري موسوی

cat_fish_bowl_md_wht.gif