حرف اول - حرف آخر
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/۱٤  کلمات کلیدی:

 

 

 

حرف اول - پرنده پر بگشاید

تا آنجا که دوست مدد فرماید

 

حرف آخر - پرنده به دوست نوشت

نه مثل تو آمده است نه می آید

 

 

 

هزار شهر بیابان شدیم تا رفتی

و کربلای یتیمان شدیم تا رفتی

 

هزار پنجره باران شدیم و باریدیم

و سقف خانهء ویران شدیم تا رفتی

 

چو گرگهای گرسنه تن تو را کشتیم

و بره های هراسان شدیم تارفتی

 

قسم به اسب سپیدت، سیاه روی تر از

کلاغ برف زمستان شدیم تا رفتی

 

قسم به موی پریشان خواهرت،که نخفت

دچار خواب پریشان شدیم تا رفتی

 

چه روزها که گذشتند و آفتاب نشد

و مثل شام غریبان شدیم تا رفتی

 

شهادتین نگفتیم بی شهادت تو

چه کافرانه مسلمان شدیم تا رفتی

 

 

ای شاخهء نور نردبانم خاکی است

ای ماه بلند، آسمانم خاکی است

 

من نام تورا با چه زبانی ببرم

گلدان شکسته ام – دهانم خاکی است

 

 

شعرها ازشاعر عزيز و گرانقدر بيژن ارژن