پيراهني از آه برايت دارم ( ۲ )



تمام رباعي ها از بيژن ارژن

r-rosec2.gif

تا خورد به كتف زخمي اش تير تگرگ
از خواب پريد و ديد، تعبير تگرگ
آن ثانيه پشت پنجره جان مي داد
قيچي شده پر،كبوتري زير تگرگ


r-rosec2.gif

قطره، قطره، شد آب، آدم برفي
شدآب ، در آفتاب ، آدم برفي
آب از سر او گذشت، اما هرگز
بيدار نشد زخواب، آدم برفي


r-rosec2.gif


ديدم او را شب سياهي در مه
عريان شده بود، مثل ماهي در مه
گرگي و گرسنه گرگ خون آشامي
آهو بره اي و پرتگاهي در مه


r-rosec2.gif

بنشست به هر راهگذز ، خاكستر
گشتيم زپاي تا به سر ،خاكستر
ديروز دوسينه سرخ عاشق، امروز
يك مشت پر سوخته در خاكستر


r-rosec2.gif

زير باران، دوباره آغاز شدند
چون ابر بهار، خيس پرواز شدند
باران كه نبود،بسته بودند و عقيم
باران كه رسيد، چترها باز شدند

r-rosec2.gif

عشق من و تو حرام شد هرچه كه بود
قرباني انتقام شد هرچه كه بود
ديگر حرفي نمانده با هم بزنيم
بين من و تو تمام شد هرچه كه بود


r-rosec2.gif

روز اول به شوق و شورم انداخت
روز دوم گور به گورم انداخت
ـ:سيگار؟نمي كشم كه چون سيگاري
تا نصفه مرا كشيدو دورم انداخت

r-rosec2.gif

مه بود و تبر بود و بهار زخمي
خون بود، به روي سبزه زار زخمي
در بين جنازه ها كسي را مي جست
آن اسب سفيد بي سوار زخمي


r-rosec2.gif

ويرانه ترين ميكده را مي مانم
آن خالي بي عربده را مي مانم
با نم نم اشك و سينهءسوزانم
خاكستر باران زده را مي مانم


r-rosec2.gif

تمام رباعی ها از بيژن ارژن

/ 44 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
akhavi

ای بابا ! آقا ما اگه امتحانها رو ... جای تاجبه!

حامد

سلام آقا فرهاد خيلی خيلی مخلصيم. ما رو شرمنده کرديد با اين پيامتون. راستش موقتا امتحان های دانشکاه عقب افتاد و فرصتی دست داده تا به نت سرکی بزنيم. پيش ما بيا.راستی بگم غزل يه چيز ديکه است.

امير

سلام فرهاد جان. به اين آدمك بگو در مورد اعتياد به « غزل معاصر » هم يه چيزي بنويسه. چاكر شبانه روزي: امير

چشمه

قطره، قطره، شد آب، آدم برفي شدآب ، در آفتاب ، آدم برفي آب از سر او گذشت، اما هرگز بيدار نشد زخواب، آدم برفي سلام دوست عزیز . رباعی های جالبی بودن . موفق باشی.

حسن عليشيري

سلام! مثل هميشه لذت بردم از اين همه ذوق و تازگی! و از اين همه تغزل! به قول خودت رباعی غزلی کوتاه است! غزلی مينی ماليستی! شاد باشي!

جلال سمیعی

سلام عزیز...بی‌تعارف و شوخی تکه‌ی سیگاری‌آش(!) به دلم نشست.شاد باش و بنویس و بنویس و... .

نیایش

خاکستر باران زده...... تعبیر جالبی است.

عليرضا

بيژن ارژن رادريابيد وبه سراغ کاکوشيرازی ايرج زبردست هم برويدبه اميد ديدار

توفان

سلام . سلامي به گرمي همين روزها . از حسن نيت و اظهار لطف شما دوست عزيز متشکرم .