چه روزها كه يك به يك...

<?xml:namespace prefix = o />

 

 محسن عزيز ، كرگدن نويس پرشين هم از تعطيلی در اومد.

 <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

hruler02-4.gif

 چه روزها كه يك به يك غروب شد نيامدي

چه اشكها كه در گلو رسوب شد نيامدي

 

خليل آتشين سخن،تبربدوش بت شكن

خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي

 

براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم، نه

براي عده اي ولي چه خوب شد نيامدي

 

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح ، ظهر، نه، غروب شد نيامدي

 

مهدي جهاندار

 

hruler02-4.gif

 

زير باران، دوباره آغاز شدند چون ابر بهار، خيس پرواز شدند

باران كه نبود،بسته بودند و عقيم

 

باران كه رسيد، چترها باز شدند.

 

بيژن ارژن

 

hruler02-4.gif

 

با ياد شانه هاي تو سر آفريده است

ايزد چقدر شانه به سر آفريده است

 

معجون سرنوشت مرا با سرشت تو

بي شك به شكل شير و شكر آفريده است

 

پاي مرا براي دويدن به سوي تو!

پاي تو را براي سفر آفريده است

 

لبخند را به روي لبانت چه پايدار

اخم تو را چه زودگذر آفريده است

 

هر چيز را كه يك سر سوزن شبيه توست

خوب آفريده است ـ اگر آفريده است ـ

 

تا چشم شور بر تو نيفتد هر آينه

آيينه را بدون نظر آفريده است

 

چون قيد ريشه مانع پرواز مي شود

پروانه را بدون پدر آفريده است

 

غير از تحمل سر پر شور دوست نيست

باري كه، روي شانهء هر آفريده است.

 

غلامرضا طريقی

 

hruler02-4.gif

 

با هربهانه و هوسي عاشقت شده است

فرقي نمي كند چه كسي عاشقت شده است

 

چيزي ز ماه بودن تو كم نمي شود

گيرم كه بركه اي نفسي عاشقت شده است

 

پر مي كشي و واي به حال پرنده اي

كز پشت ميله هاي قفسي عاشقت شده است

 

آيينه اي و آه! كه هرگز براي تو

فرقي نمي كند چه كسي عاشقت شده است.

 

ابوالفضل نظری

 

 

 

hruler02-4.gif

اين تازه بهاري كه زمينگير مي شود

با هرم نفسهاي تو تكثير مي شود

 

از حرف تو تا باور من فاصله كم نيست(۱)

ديوار بلندي است كه تسخير مي شود

 

نان با من و دل با تو كه من مطمئنم، عشق ـ

از موج همين سفره نمك گير مي شود

 

منعم نكني اي همه آيينه! نگاهم،

با يك نظر ساده مگر سير مي شود

 

بگذار كه چشمان تو را خوب ببلعد

حالا كه در اين معركه تكفير مي شود

 

وقتي كه دلم اين غزل آلودهء موهوم

با فهم غم آينه تطهير مي شود؛

 

اي لحظهء مشكوك  ازل جاي تو خالي!

دل  ، وادي باران مزامير مي شود.

 

فرهاد صفريان

 

1ـدر اين غزل از مصرع اول بيت دوم به بعد در مصرع هاي  اول هر بيت . يك هجاي كوتاه با بلند جابجا شده است.در اين وزن معمولا از اين اختيار شاعري استفاده مي شود ولي اينكه در اغلب مصرعها استفاده شود من خودم نديده ام. دوستان جسارت حقير را ببخشند.

 

 

/ 74 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آقا طییب

سلام.گاهی فقط دوستت دارم.گاهی نه ديگه ميخوامت.ولی بعضی روزا ديگه ديونتم تب ميکنم.گاهی خراب ميشم.میپرستمت.خوب يه کم سخته ادمای دورو بر يه ادمی رو ميبينن که جلو کامپيوتر سجره کرده.گاهی وقتی رو اين اسم کليک ميفتم با خودم ميگم خدايا وضو نداشتم انگاري....گاهی...گاهی گاهی........من همون نامحرمه ام.چيزی نميگم ديگه..........خوب شد حالا.همينو ميخواستی.ما کی جيگر کرديم از شما گله کنيم مشتی...ما روزايی که شما واسمون کامنت ميذاری روزه خوندن ميگيريم ديگه هيچ کامنتی...............................بريم اقا ما بريم الانه که گاف بدم.يا عشق.

soudeh

سلام...خيلی زيبا بودن..مثل هميشه....لذت بردم..موفق و شاد باشين

hossein

سلام دوست من /قهری با ما؟/بابا ذوق نداريم/طبعمان پاييزی شده چه کنيم؟/موفق باشی

ztitish

سلام. و البته حق داريد اگر ما را از ياد برده باشيد! و راستی عيدتان مبارک

محمدي

سلام آقا فرهاد خوبي؟! كاش بودي!و ميديدي گردنه حيران چه بادي مي وزد.... شعرها هم عالي بودن.تلفنت هم كه مدام...

کرگدن

سلام ... فری جان فردا میاید دانشکدهء یکتا اینا ؟

مصطفي دشتي

فرهاد جان خيلي خوشحال شدم كه شعرت رو ديدم اتفاقا همين روزها داشتم اون بيتي رو كه رو در كمد خوابگاه قدس نوشته بودي با خودم زمزمه ميكردم:امروز هم براي رسيدن به شهر تو /هم جاده بود و شوق سفر حيف پا نبود.خدا نگهدارت