حرف را بايد زد!

 حرف را بايد زد!!!

سلام.همانطوری که در جریان هستید جشنواره های شعر امسال جز یکی دو مورد،اغلب با انتقاد شدید شاعران جوان و غیر جوان کشور روبرو شد .از طرف دیگر یک مصاحبه خشک و خالی از آقای سعیدی راد هم آبی شد در خوابگه مورچگان ملیونی!و چنان خانم راکعی را برآشفت که تمام خبر گزاری های داخل و خارج ، مجبور به از نیام کشیدن تیغ سانسور شدند و جالب این است همین خانم راکعی که بر مسند شعر ایران نشسته وکمی تا قسمتی احساس خداوندگاری دارند ، قبل از نمایندگی مجلس در شب شعری برای فروش کتابش تقریبا به حضار التماس می کرد....من از نیت آقای سعیدی راد برای افشاگری بودجه ای که حضرات برای شعر این مملکت می گیرند ، خبر دارم و مطمئنم که نیت ایشان خیر است اما نیت بعضی از کسانی که بعد ها با ایشان همراهی کردند را زلال نمی بینم بیشتر کسانی بودند که تا دیروز سر همان سفره بودندو آشفتگی امروزشان هم بابت کوچکی لقمه هایشان است.اما جشنواره ها هم چه عرض کنم کسانی بر مسند داوری اند که از نظر شعری قله و تپه که چه عرض کنم ، چپری راهم فتح نکرده اند و صد البته یکی دو شاعر قدر هم این وسط نقش تطهیر کننده آقایان و خانم ها را بازی می کنند و بازی می خورند . با این شرایط بایدهم آن عزیز تحریمش را علنی کند و دیگری هم به بیست هزارتومانی ها تسلیت بگوید.باید فلان شاعر که قد شعری اش از خانم فلان و خانم فلان وآقای شهرری و دیگر حضرات به مراتب بلندتر است از مافیا حرف بزند.ما هم که تا خودمان هستیم همه چیز خوب است اگر نباشیم صدایمان در می آید.خلاصه دور دور پاچه و پاچه خواری است...این حرفها را باید زد.من از برگزیدگان محق این جشنواره ها معذرت می خواهم مطمئنم می دانند که روی حرفم با آنها نیست.روی حرفم دقیقاً با کسانی است که خودشان را به موش مردگی زده اند! ياحق!

hruler02-4.gif

 تو کوه را بکن و فکر ماندگاری باش!

نخواستم که نشانم دهی هوا خوب است
ببند پنجره ها را همین فضا خوب است

چنین پرندهء آواره ای چه می دانست
بپرسر از نظر شاخه ها کجا خوب است

بزن به کوه که در ذهن مردم این شهر
شکستن پر و بال پرنده ها خوب است

به خواهرم که سر از سجده بر نمی دارد
 بگو چگونه تو فهمیده ای خدا خوب است
 
تو کوه را بکن و فکر ماندگاری باش
چه غم که پاسخ شیرین بد است یا خوب است

بزن به شاه رگم تیغی و خلاصم کن
برای چلچله ها مرگ بی صدا خوب است.

سید ابوالفضل صمدی

hruler02-4.gif

شاعر به اضطراب خودش اعتماد کرد!

شاعر خراب بود،خدا را درخت دید
رقصید و باز شعله ور از شاخه ها چکید

بی اعتنا به زمزمه جوشید،جلوه کرد
برگشت و بعد...سمت صدا،بی هوا دوید

دستش نگاه پنجره را امتداد داد
فصلی که سبز با غزل افسانه آفرید

شاعر به اضطراب خودش اعتماد کرد
خم شد،شکست،آینه در آسمان تپید

باران گرفت نبض بلوغ دریچه را
ساعت گذشت و ثانیه تا...انتها رسید

پایان قصه را چه کسی حدس می زند؟
بیچاره شاعری که خدا را خدا ندید

حق با درخت بود که گرگ آمد و گذشت
چوپان دروغ گفت خودش گله را درید

سیروس مرادی روئین تنی

/ 89 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Solh

قلم بنـــويــس:از درد مـردم جـامعه٫از دل مـردم نگونبخت٫از مـردی که درون داروخانه بخاطرنداشتن قدرت پرداخت دارو دختر ۳ساله اش را به زمين می کوبد.قلم بنـــويــس از روزگاران سختی که بر مردم ايران می رود. شعر و ادبيـات پاسخگوی نيـازهای جـامعه ی فقر زده ای که آخوندها بوجـود اورده اند نيست.قلم بنـــويــس که چگونه منابع طبيعی ايران توسط کشورهای اروپايي به غارت برده ميشود و درصدی هم به حيب اخوندها ريخته ميشود.بشکند قلمــی که نخواهد از زبان وبلاگ نويسان وروزنامه نگاران دربند رژيم طالبانی ايران بنويسد .قلـــم از زبان مادری بنويس که دخترش توسط سگهای زنحيری ولی فقيه ربوده ميشود. قلـــم تا کی خودت را سرگم شعر و ادبيات می کنی؟شعر و ادبيات نان و آزادی برای مردم به ارمغان نخواهد آورد.قلـم بنـــويــس از زندان٫شکنحه٫ سنگسارو اعدامهای ولايت زحــر.قلـــم خاک به چشم مردم مپاش وخودرا سرگرم شعرو ادبيات نکن. قلــم خود را از واقعيتها جـامعه دور مکن!

خون

سلام ... ظاهرا اين دعوای ( نمی دانم اسمش را چی بگذارم ) از بزرگ کردن دو اشتباه کوچک شروع شده ... من هر دو را روشن می کنم و در مورد هر دو هم توضيح می دهم .. اول اينکه آقای صفريان از برگزيدگان مسابقه ی پارسال طوبی بودند که متاسفانه مسوولين سايت طوبی به اشتباه در صفحه ی داوران مقام اول را برايشان درج کردند . ظاهرا اين اشتباه جبران شده و مساله به نظر من حل شده است . چه اينکه نه بنده و نه آقای صفريان مسوول اين اشتباه نيستيم و خطای دیگران ربطی به ما ندارد

خون

اما در مورد تضمين سروده های آقای دلاور نژاد من عين حقيقت را بگويم خدمتتان که خدا می داند من اين دو بيت را در ذهنم حفظ داشتم و يادم نبود واقعا که شاعر اين دو چه کسی بود . اگر از آقای دلاور نژاد هم بپرسيد خدمتتان خواهند گفت که من فقط دو بار اشعارشان را خواندم و شنيدم .. بار اول بدون نام شاعر در بين اشعار بسيار زياد شرکت کنندگان ديدم اشعارشان را ... و بار دوم روز اختتاميه اشعارشان را خودشان قراءت کردند ... و از اين دو بار اين دو مصرع زيبا در ذهن من مانده بود تا درست يک سال ديگر ( يعنی شهريور امسال تا نيمه ي شعبان که آن دو غزل سروده شد )

خون

بعد از سرودن آن ها ( هر دوتا را در وبلاگ خصوصی خودم که کسی هم آدرسش را ندارد آپديت کردم ) و قصد هم نداشتم هيچوقت آن ها را در وبلاگ خودم يا جای ديگری آپديت کنم ... تا اينکه نيمه ی شعبان آقای صفريان گفت که چيزی ندارد که متناسب با ايام باشد ... من آدرس وبلاگ خصوصيم را دادم و گفتم که برود و غزل ها را ببيند اگر خواست بگذارد در وبلاگش ... فقط آن موقع يادم نبود که مصرع ها را مشخص نکردم ! ... آقای صفريان هم بی اطلاع از چند و چون ماجرا غزل ها را کپی کردند ... همين !!!

خون

اگر در منزل کامپيوتر داشتم و می ديدم غزل هايی را که فرهاد زده توی وبلاگش حتما اشاره می کردم ( پیش از این هم هر وقت تضمینی از غزل کسی کرده ام حتما اشاره کردم ... بچه ها مرا می شناسند ... مثلا وبلاگ آدمک ( دوشنبه ۱۸ شهریور ) را ببینید که جدای مشخص کردن مصرع ، پایان شعر هم اسم شاعرش را آوردم ) ... ولی متاسفانه تا همين امروز که فرهاد گفت بيايم ببينم قضيه چيست نديدم که اشعار بدون مشخص شدن مصرع ها آپدیت شده ! الان هم کافی نت هستم اکباتان و فقط آمدم ببینم قضیه چیست ! در هر حال اميدوارم بعد از اين به جای هوچی‌گری‌هايی که آدم را ياد بعضی فيلم‌های مسخره‌ی خاله زنکی می اندازد و توهين به اين و آن ، مودبانه بياييد با ارتباط های مختلفی که می شود برقرار کرد مثل ايميل و مسنجر يک کلمه بپرسيد جريان چيست ...

خون

اگر در منزل کامپيوتر داشتم و می ديدم غزل هايی را که فرهاد زده توی وبلاگش حتما اشاره می کردم ( پیش از این هم هر وقت تضمینی از غزل کسی کرده ام حتما اشاره کردم ... بچه ها مرا می شناسند ... مثلا وبلاگ آدمک ( دوشنبه ۱۸ شهریور ) را ببینید که جدای مشخص کردن مصرع ، پایان شعر هم اسم شاعرش را آوردم ) ... ولی متاسفانه تا همين امروز که فرهاد گفت بيايم ببينم قضيه چيست نديدم که اشعار بدون مشخص شدن مصرع ها آپدیت شده ! الان هم کافی نت هستم اکباتان و فقط آمدم ببینم قضیه چیست ! در هر حال اميدوارم بعد از اين به جای هوچی‌گری‌هايی که آدم را ياد بعضی فيلم‌های مسخره‌ی خاله زنکی می اندازد و توهين به اين و آن ، مودبانه بياييد با ارتباط های مختلفی که می شود برقرار کرد مثل ايميل و مسنجر يک کلمه بپرسيد جريان چيست ...

علي ثابت قدم

سلام عزيز.... با حال و هوايی کاملا جديد به روزم ....اگه وقت کردی سر بزن .

رباعی امروز

سلام بالخره بعد مدتها رباعی امروز به روز شد خوشحال ميشم سر بزنيد