برای تو!

 

”در خوابهای بی‌سروسامانمان بمان“۱
ای آخرين ستاره‌ی اندوه ِ آسمان

در کنج خلوت شب تشويش رخنه کن
با ما سرود ِ«می‌رسم از راه»را بخوان

تصوير تو بزرگ‌ترين باور من است
مردی هميشه داشته لبخند بر لبان

مردی شبيه قصه‌ی خرما و نان عزيز
مردی شبيه قصه‌ی بابای مهربان

مردی شبيه تشنگی و بغض کودکان
مردی شبيه قصه‌ی سرخ ستارگان

مردی شبيه ماه ،‌ مردی بريده دست
مردی شبيه مرد‌ترين مرد داستان ...

تصوير تو بزرگ‌تر از باور من است
”ای آشنای گم‌شده‌ی ناشناسمان“۲

تا کی تمام هفته همين شعر باشد و
آواز دل‌شکسته‌ی اميد ، بعد از آن

جمعه به جمعه قصه به تکرار می‌رسد
آواز دل‌شکسته‌ی ما ، اشک جمکران

هفته به هفته خسته‌تر از قبل می شويم
قطره به قطره اشک پس از آن پی‌ات روان

آيينه‌ها پر از غم و ترديد مانده‌اند
اشعار تلخ حسرت و ياس است بر زبان

در راه مانده ايم و کسی نيست در افق
تنها حضور توست اميد مسافران

چشمی به راه آمدنت دوختيم و باز
گوشی به راه کعبه ...
                        بر نغمه‌ی اذان ...

۱ـدر خوابهای بی سر و سامان بعد از اين/ نامی نديدم از تو ای انسان بعد از اين

۲ـ ای ناگهان ظهور کبوتر در آسمان / ای آشنای گمشده ناشناسمان

هردو از قادر دلاورنژاد

r-rosec2.gif

شب تا سحر شب چشمم
در اشک ملتهبم گم

گم کرده جاده‌ی شب را
با گريه پای تبسم

آواز پنجره‌هايم
سوز ملايم صبر است
تنها مسافر اشکم
در رقص کند ترنم

اميد‌های دروغين
در کوچه کوچه ی اين شهر
رنگ سکوت گرفتند
رنگ سياه توهم

هان ای فسون مرکب
خود چشم آينه‌ها باش
آيينه های خيالی‌ست
افسانه سازی مردم

ابری نمانده و آبی
کردم دوباره چو هر شب
در انتظار حضورت
با خاک کعبه تيمم

شايد صدای اذانی
از سوی کعبه می‌آيد
شايد دوباره خدا با
انسان نموده تکلم

آغاز اسم بهاری
در آسمان و زمينم
گاهی چو خوشه‌ی پروين
گاهی چو ساقه‌ی گندم

همزاد رسم يقينی
وقتی ميان شب و روز
اميد از تو نوشتن
آرامش است و تلاطم

...

سيد هانی رضوی

r-rosec2.gif

/ 57 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
phoeboos

تبريک برای انتخاب های زيبايتان! به من هم سر بزنيد.

حیات خلوت

خودش می گفت: مردی شبيه واژه مبهم ميان مشت.. مردی شبيه خون در راه اسمان! ع ج ی ب!

saideh

سلام...ممنون که سر زده بودين و نقد کرده بودین ...در مورد اين دو کار هم بايد بگم که يکنواختی توش موج ميزد(کاراول)يعنی حرفی تازه نداشت به هر حال نظر من اين بود...در ضمن به روزم و منتظر نقد شما...

یک دوست

دوست عزیز با آدرس شما در وبلاگی به نام ادب فرمت از علی عبدالرضایی دفایی کرده اند که هر که بخواند فکر می کند شما سالها شاگرد و خانه زاد او بوده اید، خواست اطلاع داده باشم که پای شما را به حاشیه نکشانند

الميرا

به به .امروز اين اولین باری بود که به دو تا وبلاگ سر زدم .يکی از يکی قشنگتر.واقعا دم همتون گرم.برم ببينم سومی چی از آب در مياد.يا حق.

مسيح

سلام فرهاد عزيز! ممنون كه هستي و گاه‌گاه مي‌خوانم‌ات. سرافراز بماني.

wahab mojeer

سلام .از بلخ گپ میزنم ... میپندارم فرايند تلخ بی دردی و پوچی و قوت گرفتن عدم عاطفه در شعر شما دوستان ... آثار شما را زمينه تسخر ديگران بسازد .من با دل تنگ وخمار آمدم شعری بخوانم که در من هيجان پديد آورد و زخمه يی به ارغنون احساسم بخورد ولی دريغا که با مرور چند غزل در سايت های معروف دوستان ايرانی کوچکترين شور و کيفی دستم نداد و چرا شعری بايد سرود که خواننده حيران و متعجب شود بابا ... چاره بی دردی تان بکنيد آخر آن دردمند بزرگ هم از ديار شما بود اخوان نازنين را ميگويم ... که گريه ميکرد (دراين جا از نوازش نيز چون آزار ترسانم ...جان آدم ميلرزد به خدا

sheyda

سلام به من هم سری بزن.وبلاگ خوبی داری.

l

http://amerhossein.netfirms.com/