خانم بزرگ ...

 

آن تازه درختان جوانم چه شدند
آن سرو قدان مهربانم چه شدند

آن کنده ی هيزم شکن پيرم من
بر گرده ی من برادرانم چه شدند.

بيژن ارژن

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خانم بزرگ ...

خانم بزرگ ! عکس قشنگی است .. آشناست ؟

لبخند ... ها ... چَرَق ،

چه غروبی است، نه ؟

صفاست !!

فردا همين قرار ، همين جا ، قبول ...‌ ؟

چشم !

... فردا ولی نيامده ، فردا ولی کجاست ؟

فردا چقدر فاصله بين من و تو ريخت

فردا که شوق ديدن تو در تنم به پاست

فردای کافه بی تو سکوتی بلند بود

فردا... و روزنامه ، پر از حرف کودتاست ...

«  خانم بزرگ ! پرسيدم آشناست مرد ...

چل سال قهر و حسرت و چل سال آشتی

چل سال گفتگوی مدامی که بی صداست

چل سال در کنار تو غمگين نشسته ام

از عکس تو جز اين نشنيدم « خدا نخواست »

دلتنگ در اسارت اين بُعدِ کوچکم

اما دلم نخواست که دور از تو ... نه نخواست ...!

« خانم بزرگ ! پرسيدم آشناست مرد ... »

با آن نگاه و شکل و شمايل ، زن جوان

از توی عکس گفت : « و البته بی صداست »

تصويری از جوانی يک مرد ناشناس

در گنجه ی قديمی خانم بزرگ هاست ...

علی ياری

حالا كه يك دنيا برايت حرف دارم

يك بوسه هم پايين كاغذ مي گذارم

 

آري خودت هم خوب مي داني عزيزم

غير از تو ، من چيزي در اين دنيا ندارم

 

در نامه ي آخر نوشتي خوبِ خوبي

حالا كجايي تا ببيني حال زارم !؟

 

مي ترسم از دوري تو اين آخري ها

پيش تمام غصه هايم كم بيارم

 

عصر همين يكشنبه بغضم را كه خوردم

وقتي گمان كردم كه مي خندي كنارم

 

چيزي شكست و تا صدايش را شنيدم

ديدم كه عكست را به قلبم مي فشارم

 

بايد به فكر كاغذي قدّ تو باشم

اين دفعه هم بانو سؤالي از تو دارم:

 

بهتر نبود اينجا بجاي اين همه حرف

يك جمله يعني « دوستت دارم» بيارم !؟

 

رضا سيرجانی

 اما دو تا خبر :
 
اول اين که همين روز هاست که همايش ادبی پرشين بلاگ ( بر پايه مسابقه غزل معاصر ۲ ) شروع به کار کنه . مژده رو داشته باشين تا در مورد جزئياتش بعدا توضيح مفصل بدم .
 
بعد هم اينکه هانی بالاخره تونست در وبلاگشو باز کنه و به روز کنه . از همينجا سری بزنين .
/ 110 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسيح

فرهاد جان. اول از شعرهاي انتخابي زيباي‌ات سپاس. دوم از بنده‌نوازي‌ات ممنون. سوم ممنون از بنده‌نوازي‌ات! يا حق.

يكتا

سلام...نه خير مگه می شه آقا داداشم (آدمک ) رو فراموش کرده باشم؟ شما روی متن روی واژه آقا داداش گلم کليک کنيد ببينيد کجا می بردتون...راستی به روز نمی کنيد؟ منتظريم ها..زودتر..تا بعد

ztitish

سلام و ممنون از محبتتون. اميدوارم شما هم موفق باشيد

کتايون

خوشحال ميشم به من هم سری بزنيد..

siavash

سلام ....بعد از ۸ ماه فرصت شد بيام و نفسی تازه کنم ممنون.....صاحب آوازهای شبانه ی سابق و تعطيل شده

پوريا سوری

به نام باران ... سلام ... عرض ادب نمی دانم خانم به شما عرض ارادت من را رساندند یا خير ؟... به هر صورت من دیروز افتخار داشتم که همسر شما مژگان بانو و چند تن دیگر از دوستان را ببینم اما از لطف دیدار خودتان بی بهره بودم ... خوشحال میشوم زودتر ببینمتان ..... در مورد شعر هم که زيبا بود مثل هميشه

امير

سلام . غزل آخر بيشتر چسبيد.

ترلان

سلام !!! به به چه طوما کامنت طولانی !!!! کامنتهايتان زياد بادا !!!! لوگوی بلاگ ما را از صفحه روزگار محو میکنید حرفی نيست ولی چرا فراموشمان ميکنيد جناب ؟؟؟؟ محض اطلاع آدرس وبلاگ ترلان رو مينويسم ٬ خدا رو چه ديدين شايد خواستين يه سری به شعرای اجغ وجغ ترلان بزنين !!! فعلا تا بعد !