به ما نيامده دل کندن از شما!

 

از چشمهای من هيجان را گرفته ايد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اين روزها عجب خودتان را گرفته ايد

 

ارديبهشت نيست که ؛اردی جهنم است

لبهای سرختان که دهان را گرفته ايد-

 

به چرت و پرت و فحش و...؛ببخشيد مدتی است

ازشعرهام لحن و بيان را گرفته ايد

 

خانم جسارت است ! ببخشيد يک سوال

با اخمتان کجای جهان را گرفته اید !؟

 

خانم ! شما که درس نخواندید پس کجا -

کی دکترای زخم زبان را گرفته اید !؟

 

خانم جواب نامه ندادید بس نبود !؟

دیگر چرا کبوترمان را گرفته اید ؟

 

*

خانم عجالتاً برویم آخر غزل

نه این که وقت نیست ؛ امان را گرفته اید

 

اما به ما نیامده دل کندن از شما

محمد علی پور شیخ علی

hruler02-4.gif

 

نگاه ساده‌ي مرا چريد و رفت سطر بعد

نشد اسير قافيه ، پريد و رفت سطر بعد

 

از آن زني كه رو‌به‌رو هميشه فخر مي‌فروخت

كمي هوس به رايگان خريد و رفت سطر بعد

 

شريك دزد بوده و رفيق قافله ، ولي

عذاب سرخ عشق را چشيد و رفت سطر بعد

 

ببين ! پليس زندگي هميشه دير مي‌رسد

و دزد لحظه‌هاي من دويد و رفت سطر بعد

 

نشست توي اين رديف و خط تيره‌اي عمود

به روي خط سينه‌ام كشيد و رفت سطر بعد

 

و پيش پاي زندگي ، كمي جلوتر از شما

به خط واحد خدا رسيد و رفت سطر بعد

 

و روي بيت آخرم كه سطر آخرش نبود

تمام هستي مرا جويد  و رفت سطر بعد

 

اسماعیل موسوی

hruler02-4.gif

عکس های سومين نشست ۵ شنبه ها را در وبلاگ زمستان است ببينيد.

/ 60 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حیدر میرانی

سلام .....این شعر ها قبلا به دستم رسیده بود .....لذت بردم ......اما ......به روزم یه چیزی نوشتم .......که نمی دونم چرا آپ لود نمی شه.....اگه آپلود شد .....سر بزن چون راجع به شما هم می شه

ققنوس

دست مريزاد آقا فری. حال کرديم. آپ کردم. سر بزن

ارش

سلام.فرهاد خان لذت بردم.۱۶ ماهی ميشود که از وبلاگت استفاده ميکنم و لينکت را بر ديوار خانه ام چسبانده ام. و جاده يکطرفه ی بين من و خانه ات برايم.جالب است.بدرود.

حيدر ميراني

سلام .......اگه شما جاي من بودي هيچ وقت اين جوري فكر نمي كردي .......تا يه همچين موردي برات پيش نياد ،حرفهاي من و درك نمي كني........در ضمن به زبان شعري توجه كن ......آيا تفاو تي بين اين سه شعر با بقيه كتاب و شعرهاي ديگرآقاي فرجي و جود ندارد!!!؟؟؟

حامد

سلام .. خوبی داداش .. منتظر کارهای تازه ايم .. راستی به روزم ... دوست داشتی سرکی بزن

رامین

سلام ... آقا سر نميزنی ؟؟؟ ............ بيا که بی تو زمان دير دير ميگذرد / زمان سريع و پر از درد ؛ ناگزير ميگذرد .... فی البداهه اومد ايولله به خودم ... اگر خواستی بکنش يه غزل من حوصلشو ندارم ... سر بزن

عرشیا جون

سلام راستش شعرهای زيبايی بود و به نوبه خودم بهت تبريک ميگم به خاطر طبع شاعرانت راستی کتاب شعرم داری؟؟ به هر حال موفق باشی.

گلاره

سلام! به به!!! چی بود اين شعرها!...شعر قبلی هم .... مرسی که انقدر بانی خير می شوید!! خوش باشيد....

نوید

سلام خیلی خوشحال شدم که شعرتو اینجا دیدم اگه وقت کردی اوقات بیکاری یه سر به دانشگاهت هم بزن دلمون برات تنگ شدههههههههههههههههههه

اسماعیل موسوی

سلام آقا فرهاد اومدم بگم اصلن انتخابت خوب نبود خیلی هم جدی میگم. خودتون اسم من و محمد علی رو پشت سر هم تکرار کنین میبینین که نحوه ی ادا کردن اسمامون و لحنشون کلی با هم فرق داره چه برسه به شعر . نمیدونم منو میشناسین یا نه ولی باید بگم که من یه بچه کوچولو هم که الفبای شعر رو بلد باشه نیستم من اسماعیـ... م هنوز خودم کامل نشدم چه برسه به شعر... ببخشید جسارت نشه منظورم دست نوشته هام بود.سعی کنین هر وقت به روز میکنین شعرا یه دست باشه نه خواننده اولی رو بخونه حال کنه و با دومی حالش ... ببخشید تند رفتم باور کنین خیلی خیلی هم ممنونتونم که ما رو قابل دونستین و این کار رو کردین ولی خودتون بیان سر بزنین به وبلاگ ببینین به این دست نوشته ها میشه گفت شعر؟ بازم معذرت میخوام تند رفتم. و ممنونم.