حرير نازك سبز اتاق چشمانت

سلام
اول:نميدانم چرا شما باور نمي كنيدكه رباعي غزلي كوچك است، باوركنيد ديگه:
بيچــــاره تر از عالم و آدم هستيم
ماتم زده اي مثــــل محرم هستيم
نه گنــــدمي و نه يار گنـــــدم گوني
ما هم‎دلمان‎خوش است آدم هستيم
بيژن ارژن
دوم: ممنونم از كساني كه به وب لاگهايي كه من معرفي مي كنم سر ميزنند، كلي خوشحالم ميكنند،حقيقت اين است كه من خيلي به حسن قريبي و وب لاگش چوپان ارادت دارم، اين از اين.اما اين آقا محسن هم وب لاگ با حالي به نام كرگدن دارد ،البته حوزهء كارش فقط شعر نيست،بيشتر به دلمشغوليهايش كه موسيقي عكس ،شعر و...مي پردازد. بعضي مواقع هم غزلهاي توپي ميزنه كه آدم غافلگير ميشه ،يه قسمت باحال هم به نام خاطرات يك مسافر كش داره....
يه وب لاگ ديگه هم به نام من در اين آبادي... ديدم كه خيلي خوشم اومد.ماشاالله كار و بار آدمك هم كه گرفته و نياز به معرفي ندارد.
خب ديگر صحبتي نيست جز.....

******************************************
اگركه شعلـه بگيـرم ز داغ چشمانت
پرنده مي شوم آيا به باغ چشمانت؟!
براي مردن من يك بهانه كافي بود
هجوم حادثه يعني فراق چشمانت
اگر كنار نگاهم هميشه مي ماندي
نمي گرفتم از اين دل سراغ چشمانت
خدا كند كه به قلبم بــهار برگردد
و غرق نور شود با چراغ چشمانت
مرا براي هميشه پناه ده پشتِ
حــريـر نازك سبـز اتـاق چشـمانت
***
اگرچه منتظر عشق ساده اي بودم
هنوز مانده ام از اتفاق چشمـانت .

راضيه ايماني

حجم اين فاصله ها بود كه ما را گم كرد
دست تقدير خدا بود كه ما را گم كرد
ما از آن دست نبوديم كه پنهان بشويم
خواب سنگين شما بود كه ما را گم كرد
روح آزاديمان بين دو راهي جا ماند
قصه سيب و حوا بود كه ما را گم كرد
ما در افكار شب چند مسافر بوديم
جاده بي سر و پا بود كه مارا گم كرد
هي از اين كوه به آن كوه گذر مي كرديم
چشم البرز و دنا بود كه ما را گم كرد
ما از اول سر سجاده خواهش بوديم
ذكر و تسبيح و ثنا بود كه ما راگم كرد

ليلا خجسته راد

/ 32 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ضياء

سلام فري جان...

مسيح

سلام. آقا من عادت دارم هميشه آخر از همه برسم. خرده مرده‌اي اگر داري بگذار به حساب. تازه بابت بالاي محبت‌ات هم بدهكار مي‌شوم. آن را هم اضافه كن به همان قبلي. باشد تا ببينيم چه پيش مي‌آيد. شايد بضاعت‌مان بيشتر شد و جبران كرديم.

خون

salam ! farsim kharabe sher mikhastam benevisam nashod !

كمي تا قسمتي آشنا!

غزل اول بد نبود غزل دوم هم همينطور.ولي ......روال قبلي را رعايت نكرده بوديدو لطفاً سخت گير تر عمل كنيد حيف است.

fatima

سلام آقای غزل معاصر!خوبی؟

عباس

راجع به مطلب تلنگر و مثنوی دهاتی ياغی تبار : تا کی می خواهيد آب تهرون رو بخورید اون چیزایی رو که ندیدید اینجا ببینید از آرزو هاتونم یه چیزی اون ور تر باشه بعد فس ناله تون و فحشاتونو نثار تهران و تهراني کنيد ؟ واقعا حيف اون طبع شعر متاءسفم ... يا حق .

sh.pegah

سلام برگلچين غزل .اميد که غزل وار زنگی کنی و شاد سرمست از می ناب آن باشی هميشه . قربانت شين.

pari

سلام.با لينکتون توی وبلاگ ادمک به اينجا اومدم وخوشحالم .

داستان‌گو

اين بيژن ارژن كي هست؟/ عجب شعر باحالي ازش اين‌جا گذاشتي/ آقا خيالت تخت!/ من به همه‌ي وب‌لاگ‌‌هايي كه معرفي مي‌كني سر مي‌زنم/.

sanio

سلام از اين که در مدت نبوئ من بهم سر زدی ممنون تازگی ها: تشریف برده اند غزل های ناب من چه کار کنم/؟