هنوز مسابقه

كيستم بانوي رنج ماه و سال
چيستم چون آفتابی در زوال
روی حس تازه ی من مي دود
بوی گندم ، خاک ، باران ،سيب كال
سيب بودم سيب كالي دربهشت
دست آدم زد به رويم خط وخال
شعر بودم روی بال جبرييل
تا زمين مي زد برايم بال بال
گرم مي شد خاک من آتش گرفت
آسمان زير قدمهای خيال
مي سرايم باز رنج خويش را
مي شوم چون آفتابي در زوال.
م- زارع

*******************

سلام
بعد از طرح مسابقه ،حقيقتش اين استقبال را پيش بيني نمي كردم ، جز يك عزيز ،تقريباً تمام كله گنده ها اعلام آمادگي كردند و اسباب خوشحالي ما را فراهم كردند،چند نفر ديگر هم كه كلي چوب كاري كرده و ….نيماي عزيز گفته اند پنجاه هزار تومان جايزه مي دهند و از ما شماره حساب مي خواهند، عزيزان ديگر هم دادن مبلغي علاوه بر آن چيزي كه ما اعلام كرده بوديم را
پذيرفته اند. تا حالا پنج غزل به دبير خانه مسابقه!!!!!!!!!!! ارسال شده كه انصافاً بد نبوده اند و جز يك مورد كه به علت رعايت نكردن بعضي از اصول……بقيه غزلها در سطح مسابقه هستند،همين جا به اين دوست عزيز توصيه ميكنم غزل جدي تري را به دبيرخانه جشنواره!(ايميل بنده، پيك غزل معاصر) بفرستند. در پايان برخي از موارد و نكته هاي لازم را مي نويسم ، در صورت امكان رعايت كنيد. هر سوالي بود ، بپرسيد جواب خواهم داد. باقي بقايتان.
1- دوستان توجه داشته باشند، آخرين مهلت ارسال آثار بيست و يكم ارديبهشت ماه مي باشد و تاريخ برگزاري مراسم هم بعداً اعلام خواهد شد، البته اين همايش! قبل از شروع امتحانات خواهد بود، پيشنهادهاي خود را در مورد روز برگزاري ، اگر پيشنهادي بود، بفرستيد.
2- در مورد داوري هم نيما ي عزيز پيشنهاد كرده كه شعرها را بدون اسم در وب لاگ بزنم ،كه خواننده ها انتخاب كنند، پيشنهاد بدي نيست ولي من نظرم اين بود كه چند نفر را شما انتخاب كنيد، و من شعرها را بدون اسم شاعر به آنها بدهم كه غزلهاي برگزيده را انتخاب كنند ، نظر تكميلي خود را در اين مورد بنويسيد وگرنه خودم مجبور به تصميم گيري مي شوم، خيالتان راحت ،حقي از هيچ كس ،زايل نمي شود.
3- عزيزان حتماً غزلهايشان رابه آدرس الكترونيكي بنده(ghazalemoaser@yahoo.com) ارسال كنند و به هيچ وجه در وب لاگ خود و دوستانشان غزلهاي مربوط به مسابقه را نزنند ، بديهي است بعد از اتمام مسابقه ،مجاز به اين كار هستند.
4- نكته آخر اينكه انصافاً مسابقه جالبي شده همين چند غزل را كه بنده خوانده ام، وقتي مي بينم يك مصرع چه ديدگاههاي متفاوتي را بوجود آورده است، كلي آدم ذوق مي كند….
5- و نكتهء بعد از آخر اينكه من به دوستان توصيه كردم اين مسابقه را به عزيزان شاعر هم اطلاع دهند كه رونق بيشتري به خود بگيرد. مثلاً خانم حق ورديان به شاعران شمال( رشت) و زينب چ و ق ا د ر ي هم دوستان اصفهاني را خبر كند و نروند شيراز پشت سر بنده صفحه بگذارند كه شعر دوستانش را فقط مي زند!!!!!!!

/ 49 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسلم فدائي

آقای صفریان عزیز: مجددا سلام. با تشکر از توضیحات مشروحی که در پاسخ به کامنت قبلي گذاشتید. راستش فکر نمیکردم لحن نوشته ام باعث تکدر خاطر جنابعالی گردد. به هر حال اگر شما چنین برداشتی داشتید ببخشید. و اما راجع به نوشته تان: ۱- ممنون از اینکه خود را معرفی کردید. ۲- در مسابقه ای که فراهم نموده اید حتما شرکت خواهم کرد (البه با دانگش) اگر قرار حضوری هم با دیگر دوستان گذاشتید سعی میکنم حتما شرکت کنم. ۳- لطفا اگر صلاح دانستید معیارهای خود برای انتخاب شعرهای ناب این وبلاگ را بنویسید. اگر هم دوست نداشتید که هیچ. ۴- درباره شاعران جیره خوار و جیره ناخوار! توضیح بیشتری میخواستم. ّ info please ۵- حق يار و نگهدارتان باد.

اندوه

...اگر هنوز می بينيم که شعر کلاسيک و غزل برای ما کهنه نشده بايد بينديشيم که گذشته و نبوغ گذشگان و چهره تابناک قالب‌های دور در ساختار ادبیات امروزه متبلور است و دلیلش جز این نیست که هنوز جامعه ما چندان پیش‌نرفته که تفاوتی عظیم با هفت قرن پیش داشته باشد ..هنوز عصر ما از بسياری جهات به روزگار (( حافظ )) هنانند است.. هنوز همان مشکلات و مصائب .. همان قيد و بند‌ها... همان زهد‌فروشی و زشتکاري‌ها.....من نميدانم..چه لطفی دارد که برای هزار و چندمين بار اين همه مضامين و مطالب مکرر را که در آغاز کار از طبع زاينده استادان سلف تراويده و به بهترين صورتی بيان شده ...در قالب غزل‌ها و قصيده‌های مصنوغی بريزيم و به خورد مردم اين روزگار بدهيم..چگونه کسی جرات می کند که نام اين (( استراق و اقتباس )) بی قدر و قيمت را شاعری بگذارد...

اندوه

شعر کهن فارسی مورد احترام و مايه الهام ماست . اما آنچه امروز بنام (( خلف صدق)) شعر قديم ناميده می‌شود..و در مقابل (( شعر نو )) يعنی شعر واقعی اين روزگار قد علم کرده است .. مورد قبول ما نمی‌تواند باشد.. شعر بايد از جامعه پيشتر بدود و حوادث و معضلات اجتماعی را پيش از حدوث آنها احساس کند تا بتواند درد واقعی مردم باشد....... بدرود

خون

ببين من فقط بلدم در پيت شعر بگم ! ولی دوست دارم داور باشم اگه بشه !

ف.ف.

من شرکت می کنم ... تا کی وقت هست ؟

ف.ف.

ببخشيد نديدم ۲۱ اردی بهشت !

نیما عابد

سلام آغاز هفته مطابق سنوات گذشته.برقرار باشيد:)

ابراهيم اسماعيلي

سلام.۱-از همين جا به مسلم فدايی که دورادور ميشناسمش سلام۲-چرا با همشهری من و فاطيما در افتادين؟ببينين اونا که گفتن کی بودن که حالا رفتن توی پوست بره۳-من به نفع مهدی فرجی میرم بیرون البته دنگ خودم رو تقبل ميِکنم و انتظار دارم که خبرم کنيد.۴-اين روزها اونقدر درگير ترانه هستم که غزل باهام قهره جون مادرتون چند تا کار توپ بزنين حال کنيم.۵-من سالن۵غرفه۱۲ انتشارات منوچهری با مجموعِه آسمان منتظرتون هستم.۶-از همين جا هرگونه نقش خودم را در مجموعه اصفهان دفتر شعر کتمان ميِکنم.اولش بودم ولی بعدش نه.۷-راستی بعضی مجموعه های امسال را حتما بخرين برای تمدد اعصاب بد نيست.خودتون ميفهميد منظورم را.يا علی مدد.

ف.ف.

ايناهاش ... اين پايين گفتم که شرکت می کنم ... ؛)

joojeh

سلام.....اولين باره ميام اينجا......واقعا زيباست بای......