عاشقی در آب های بزرگ!

 

سلام


1- مي گويند اين روزها ، روزهاي ركود ادبيات ،شعر و بخصوص غزل است.بگذار بگويند.يا هست يا نيست!مهم اين است كه هنوز زمزمه هايي از اين طرف و آن طرف به گوش مي رسد.داشتم شعري از شاعر خوب اين روزها ،آقاي علي محمد مودب مي خواندم و حيفم آمد كه شما هم آن را نخوانيد.گوشه هايي از آن را برايتان مي نويسم:

 ...

خزر منم
اين ماهي كوچك
كه گربه‏‏‏اي نشسته تا نگذارد
در آبهاي بزرگ عاشقي كنم

خزر منم
با نا آراميهاي قلبم
كه خون‏‏ ‏‏‏‏‏‏مي‏خورد از آميختن با آب دهان پتيارگان
بي‌تابي نيمه‌شبانم
شايد از ادرار روسها باشد

خزر منم
شاعري خاكي
كه حالا مهمان ماه هم‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏شوم
مردي با مشتي دريا
كه‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏گريزد از انگشتان لرزانم
تا بريزم در حوضهاي سنگي
در حوضهاي همسايه بي‌بي معصومه
شبي ابري كه دريا را در ليوان ساكت مريمي ‏ريخته‌ام

صبحي خسته كه اتوبوسي پياده‌ام كرده
مشتم را براي رودي زنده باز كرده‌ام
مرواريدي گذاشته‌ام در دهان هر ماهي
و بازگشته‌ام با خاطرة دشخوار سخنانم
در دهان گاوخوني

غروبي خسته كه تاكسي‌اي پياده‌ام كرده
انساني خالي بوده‌ام در غلغلة ميدان انقلاب
جزيره‏‏‏اي يكتا در اقيانوس موحش خاك
اين گونه كه چنگ‏‏‏‏‏‏‏‏ مي‏زند در ساحل
خزر منم
تنها درياي جهان كه دارد غرق ‏‏‏‏‏‏‏‏مي‏شود...

r-rosec2.gif

2- سايت غزل معاصر يكي دوماه است كه آماده است و دقيقاً 17 روز است كه مي توان در آن نوشت.توي اين مدت وسواس عجيبي با من دست و پنجه نرم كرد كه بروم يا نروم.و در نهايت به اين نتيجه رسيدم كه هر غلطي بخواهم در اين دنياي مجازي بكنم در همين وبلاگ خواهم كرد. حاصل اين كشمكش و اين تصميم اظهار شرمندگي من  بود در مقابل پير دنياي مجازي و دوست گرانقدرم  پير مغان ميكده و هاني عزيز كه نهايت تلاش خود را براي سايت كردند. اميدوارم اين دو عزيز عذر من را بپذيرند.

r-rosec2.gif

3_ پوريا سوري هم وبلاگ دشواري را  براي اولين بار به روز كرده." وبلاگ دشواری قرار است در زمينه ی انديشه ی انتقادی در شعر معاصر ايران شروع به کار کند که شامل شعر / نقد / مقاله و مباحثی در اين حدود خواهد بود ..." انديشه زيربنايي اين وبلاگ انديشه بزرگي است كه مطمئناً با همت پورياي عزيز ، حاصل آن بينش دوباره و آگاهي بيشتري در اين زمينه به ما خواهد داد. پس دشواری را  فراموش نكنيد.

r-rosec2.gif


4_ وبلاگ بوتيمار هم بعد از اينكه هك شد در بلاگفا  دو شماره استثنايي منتشر كرد كه حاوي نكته هاي قشنگ زندگي شاعران مازني ،شعرهاي خواندني و خيلي چيزهي ديگر است. شماره اول درباره سيد محمدعلي رضا زاده بود و شماره دوم در باره حسن تقليلي .اينجا را هم دريابيد.

r-rosec2.gif

۵ـ غزل ؛ هرچند خوانده باشيد.صدبار ديگر هم خواندن دارد.

«انكحتُ...» عشق را و تمام بهار را !
«زوّجتُ...» سيب را و درخت انار را !

«متّعتُ...» خوشه‌خوشه رطب‌هاي تازه را
گيلاس‌هاي آتشي آب‌دار را !

«هذا موكّلي...»: غزلم دف گرفت، گفت:
تو هم گرفته‌اي به وكالت سه‌تار را !

«يك جلد...» آيه‌آية قرآن! تو سوره‌اي!
چشمت «قيامت» است! بخوان «انفطار» را !

«يك آينه...» به گردن من هست... دست توست،
دستي كه پاك مي‌كند از آن غبار را

«يك جفت شمع‌دان...»؟! نه عزيزم! دو چشم توست
كه بردريده پردة شب‌هاي تار را !

مهريّة تو چشمه و باران و رودسار
بر من بريز زمزمة آبشار را !

«ده شرطِ ضمنِ...» ده؟! ... نه! بگوييد صد! ... هزار!
با بوسه مُهر مي‌كنم آن صدهزار را !

ليلي تويي كه قسمت من هم جنون شده
پس خط بزن شرايط ديوانه‌وار را !
(1)

اين بار من به بوسه‌ات افطار مي‌كنم
خانم! شكسته‌اي عطش روزه‌دار را !

سيامك بهرام پرور


1ـ  اشاره به شرطی از شروط ده‌گانة ضمن عقد که می‌گوید اگر زوج دچار جنون شود، زوجه می‌تواند تقاضای طلاق کند.

r-rosec2.gif 

نه من نبوده ام آن زن كه شعر خوانده ترا
خدا به سمت دل من شبي وزانده ترا

مرا عروسكي از جنس خيمه شب بازي
درست كرد و به بازي عشق خوانده ترا

كبوترانه بگو اين عروسك ناچار
چگونه از سر انگشت خود پرانده ترا

بدون چشم و دهان بي كه دلبري بكند
چه ديدني به تماشاي خود نشانده ترا

شبيه جاده خوشبخت زندگي شد و بعد
به كفشهاي تو مومن شد و دوانده ترا

و ماه شد كه پلنگ هميشه اش باشي
پلنگ شد و چو آهوترين رمانده ترا

نه من نبوده ام آن زن كه ابر شد ناگاه
و قطره قطره به روي دلش چكانده ترا

نه من نبوده ام آن زن كه مثل زلزله شد
بلند قامت من كين چنين تكانده ترا

به اين عروسك مجبور شك نكن هرگز
خدا به صحنه تقدير من كشانده ترا

چقدر لال توشد اين عروسك شاعر
كه در ادامه اين شعر باز مانده ترا 

مريم رزاقی

 

/ 70 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا خسته ... علیرضا عاشق ...

سلام عمو فرهاد . امیدوارم سال خوبی آغاز کرده باشی . بابت اطلاع رسانی ها و 2 غزل خوب از دو شاعر خوب ممنونم . راستش من هم تاب دور بودن از شماها را نیاوردم و به روز کردم ... دوباره . گاه گاهی سری بزن نگذار ...

سعید بیابانکی

سلام هرسه شعر شعرهای جانداری بودند ...به خصوص غزل سيامک عزيز که کار ارزشمند بتوام با جسارت های ملی مذهبی بود!

الهه ناز

سلام... ما به روز شديم و شما هنوز نه؟؟؟؟

ناصر و نادر

سلام...هيچی آقا!فقط ميخواستم بگم لينک وبلاگ يکتا با وبلاگ قاسم رضادوست اشتباه شده...! موفق باشی...

نغمه

چقدر غزل آقای بهرام پرور ... چقدر!

HAMID SOHRABI

کانون ادبی سپنتا دانشگاه علوم پزشکی تهران با همکاری بنياد حفظ و نشر افکار سهراب سپهری برگزار می کند: همايش يک روزه و چه سنگين می رفت بزرگداشت بيست و پنجمين سالگرد وفات سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر با شرکت : آقای ضيا الدين ترابی خانم دکتر سالاس(رايزن فرهنگی سفارت ونزوئلا) آقای دکتر ترکی آقای جواد مجابی آقای دکتر مشهدی زاده آقای محمد آزرم آقای سيد ضيا الدين شفيعی اين برنامه در تاريخ يکشنبه ۴ ارديبهشت ماه سال جاری در تالار رازی دانشکده داروسازی دانشگاه تهران از ساعت ۱۴ برگزار می شود. همچنين در ادامه برنامه عصری با شعر با شرکت شاعران برگزيده علوم پزشکی کشور: سيد مهدی موسوی سيد حميد شريف نيا آپامه آذرپيرا سينا عليمحمدی و محمد رضا شالبافان برگراز خواهد شد.بدين وسيله از تمامی دوستان دعوت می شود با حضور خود از اين محفل بهره مند گردند. با تشکر سيد حميد سهرابی دبير کانون ادبی سپنتا

heliya

ولی من اين زمزمه های گوشه کناری جديد رو خيلی بيشتر دوست دارم ، اصلا از کجا که اين مرگ ادبی همون مرگ ققنوس نباشه !؟

amin

سلام من از وبلاگتون بازديد کردم و خيلی خوشحال ميشم اگه با هم همکاری کنيم

رضامحمدي قروه

غزل آقای بهرامپرور را قبلا شنيده بودم اما از خواندن دوباره ی آن لذت بردم به ما هم سر بزنيد