ادامه.......

 

سلام

خوب بچه ها اينجا دامه می دهيم. فقط تا ساعت ۱۰ امشب.

ان‌شاالله بعدا گلچينی از رباعی های درست و حسابی را اينجا به نمايش

 می گذاريم.

ياعلی

/ 215 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رامین

*** بس بوسه که اوج ِ نامرادی باشد . بس گریه که ابتدای ِ شادی باشد . این بوسه هم احتمال دارد کم و بیش ...یک شعر ِ بلند ِ انتقادی باشد *** این بوسه همان زکات ِ دانش بودست . یا جرعه‏ای از فرات ِ دانش بودست . در جهل ِ مرکب زده‏ام حدسی چند: نقش ِ قلم و دوات ِ دانش بودست *** جز با دف و چنگ باده‏نوشی نکنید .بر جرم و گناه باده‏نوشی نکنید . در نوبت ِ شادکام بودن یاران ! سوگند به عشق کم‏فروشی نکنید

رامین

دوستان عزيز ! من در اين برهه حساس به هزار دليل که ساده ترينش نداشتن اکانت بود دير رسيدم ! ولی آن وظيفه ای را که قانون و شرع و اخلاق و هزار چيز ديگر از اين قبيل بر دوش ناتوان من نهاده بود ! سعی کردم انجام دهم . يا عشق يا تو

پريا كشفي

فرهاد خان خوب منو گذاشتی سر کار...من حدود ۷۵ تا رباعی گفتم اين چن روز......چطوری از بينشون انتخاب کنم؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!! کمککککککککککککککککککک......................

بابك درويش پور

سلام آقا فری ! خوبی ؟خوشی؟سلامتی؟ ای ول بابا !!!!!!!! ما بی خبر بوديم از اين رباعی گفتن. حتماً دفعه های بعدشرکت می کنم. با يک کار تازه ازخودم به روزم . ممنونم اگه سربزنی ونظربدی.محتاج راهنمايی هستم . چه از شما و چه از دوستان صاحب نظرشما. منتظرم. ياحق...

مهدی شادکام

سلام و همگی خسته نباشيد .... روزای قشنگی بود . خاطره ای بی بدليل و به ياد ماندنی .... صميميت بيشتر . دوستی های قوی تر ... فرهاد به من گفتا جا بمونی مونديا !! يه جمعه ما اتاق تکونی کرديما !! ببين اين احسان چه گرد و خاکی کرده ... بچه ها عالی بود .. هر چند که روز ای اخر اتفاقات بدی هم افتاد هک شيدايی ُ هک ای دی پريا ...نمی دونم چی بايد بگم ولی خوش گذشت و هر اخر اينکه قرار شد من و فرهاد و رضا و پريا يه پروتکل چهار جانبه امضا کنيم برای هر چند وقت یه بار برا تکون دادن بلاگستان به اين مضمون که منم يکی رو بوس کنم . رضا خبرشو پخش کنه .فرهاد کل راه بندازه و پريا هم شام بده .

مهدی شادکام

و هرف اخر هم بازم رباعی : من بوسه زدم به روی تو گشتم مات ... ديدم که تمام شاعران گشتند قاط........ هی جنگ رباعی است و لا حول و لا.....من لب اگر از تو ميگرفتم هيهات !! ........واقعنا اگه لب می گرفتيم چی ميشد ؟؟؟!!!!!

پرنده ی رها

ای سرخی لبهات اناری بانو! يک لحظه نگات يادگاری بانو! کم تا ته عشق دوستت ميدارم هرجند که دوستم نداری بانو

شیدایی _ دلناز

آقا اجازه ... می خوام يه چيزی بگم :) .... دیپلم افتخار واسه معرفت و مهربونی ... بيشتر از همه برای آقای صفريان عزيز که عجيب برام برادری کرد .... دلتون هميشه شيدايی پدر خوب بلاگستان :)

mansoore hallaj

با سلام...آقا دمتون گرم که ما هر وقت دلمون می گیره و می خوایم یه چند تا غزل مشتی بخونیم و یه حالی ببریم می دونیم باید بیایم اینجا...یه رباعی تقدیم می کنم و یا علی:...پرسيد که کی تو می روی «سربازی»؟....خواهی که به شیوه چه کس «سر» بازی؟...گفتم چه خوش است حال آن روزی که...يک تيغ کند به گرد اين سر «بازي»...