حرف همسايه

 

سلام ! خسته نباشيد! بلند بالای...

دوباره بر کلماتم بگستران سايه!

غروب بود تو مثل فرشته مثل پری

رهام کردی و رفتی به سمت دنيای...

تو رف...تورفتی و شب بود و شاعری خاموش

که شاعرانه به تو فکر کرد و فردای...

تو مثل هر چه فرشته تو مثل هر چه پری

تو مثل آن زن موعود شعر آقای...

............................................

............................................

بيا کمی به زمان گذشته برگرديم

و من انار ندارم و تو مثل سارای...

تو من تو من من و تو در تسلسليم هنوز

و بی نتيجه شده جمع و ضرب و منهای ...

بيا که خانه‌ی نيما تمام ابری شد

نماند ارزش احساس و حرف همسايه....

علی سهامی

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

بر گونه هايم رد خنديدن نمانده است

اين چشم باران خورده را ديدن نمانده است

 

حجم دلم داغ بزرگي شد كه در آن

جايي براي عشق ورزيدن نمانده است

 

روي تمـــام دردهاي واضـــــح من

جاي سوال و فكر و پرسيدن نمانده است

 

اي شاعــرآيا خنجــــرت را هم توانِ

از استخوان شعري تراشيدن نمانده است؟

 

بعد از شروع باد و تو فان تو اي نوح

در چشم باران خورده ام ديدن نمانده است

 

رمضان علي روحاني

 

اينجا شبيه غربت قطب شمال است

در من دهن وا مي كند زخمي كه كال است

 

گفتند : رود از سر گل آلود است اما

سرچشمه را كنديم و ديديمش زلال است

 

بار تو و نامردمان را نيز اي عشق

دارم به دوشم مي كشم ، بيست و دوسال است

 

نامردمان آخر گلويم را بريدند

خون مثل رد سرخ خنجر، مثل شال است

 

طوري نيفتادم كه برخيزم غريبه!

حاشا نكن برخاستن ديگر محال است

 

رمضان علي روحانی

 

 

يك آينه هم تشنهء خنديدن من نيست

وقتي كه كسي منتظر ديدن من نيست

 

بيگانگي از پردهء اين پنجره پر زد

اما خبري در پس پاييدن من نيست

 

انگار نه انگار خدا آدممان كرد

در يكنفر انديشهء پرسيدن من نيست

 

من غنچه ترين حادثهء كوچهء دردم

افسوس كسي در هوس چيدن من نيست

 

ــ هي  موجيِ امواج گل واشدهء عشق

چشمت به تماشاي پلاسيدن من نيست...

 

بگذار كه زنجير كند شب نفسم را

وقتي نفسي غيرت شوريدن من نيست

 

آي اي دل مجنون شده ام! عابر پاييز!

چيزي به زمستان و به خشكيدن من نيست.

 

بهار۷۸

فرهاد صفريان

 

توضيحات:۱ـ غزل اول را از وب لاگ دوست عزيزم جليل آهنگرنژاد گرفته ام.۲ـ چند وقت پيش نوشتم كه مصطفی جوادی شاعر خوب كاشانی شروع به نوشتن كرده و خوب هم دارد كار می كند، دوباره هم می نويسم كه حتما بهش سر بزنيد.لينك وب لاگش (مرد شهر زده )در كنار لينك ديگر دوستان هست.

 

/ 76 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

سلام فرهاد خان ! ممنونم که در وبلاگت غزلي از اين حقير زده اي نظر اقاي ناصر حامدي كاملا درست است ...راستش زحمت طراحي وبلاگم را دوست شاعرم جناب آقاي آهنگر نژاد مي كشد به همين خاطر يكي دو مورد اشتباه تايپي وجود داشت كه بعدا اصلاح كردند .... با تشكر مجدد و... دست شيرين !

کرگدن

طوري نيفتادم كه برخيزم غريبه... حاشا نكن برخاستن ديگر محال است...

کرگدن

ديشب خونهء پسر خاله جای همتونو خالی کردم اما .... مستی هم درد منو ديگه دوا نمی کنه ...

mahsa

جای شما و بانو خالی بود...

مژگان بانو

سلام. نمی دانم پيام مرا مخصوصا حذف کرده ايد يا حذف شده است. در هر حال خوشحال می شوم علت را بدانم. روز خوش و به بانو سلام برسانيد.

مژگان بانو

فکر کنم بايد اين لنزها رو عوض کنم. آقا شرمنده. شايد هم تاثير آب و هوای قمصر کاشان باشد... اينجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است آی... کار کردن با لب تاپ هم که ...!!!

smm

غزل اقای سهامی تقليد محض از يکی از غزلهای خانم الهام مردانی است.

سبزیی

سلام فرهاد جان / یکی دیگر از شاعران کاشان هم دارای وبلاگ شد لینکش یادت نرود /tooba20.persianblog.ir

مهدی باقری تاجانی

سلام بالاخره تونستم از دوباره سری به شما بزنم باورکنيد خيلی گرفتارم از يک طرف کار از طرف ديگر فکر رفتن به خدمت اما قول ميدم بيشتر به شما سر بزنم قربان شما (مهدی)

مصطفي دشتي

غزلت واقعا عاليه دمت گرم.تو رو تازه اينجاها پيدا کردم.