بابک دولتی و دست نوشته های يک سنگ!

000444.jpg

 ايلشن جلاسی : ديری بود كه تنها نه شاعران و دوستان همشهری بلكه غالب شاعران ودوستان اهل بخيه و اهل ادب در سراسر كشور مشتاق شنيدن اين خبر بودند وانتظارمكتوب شدن نهايی كارهای اين شاعر سرشناس را داشتند تا بالاخره وعده ی ايشان عملی شد و ما كارهای زيبای بابك را در مجموعه غزلی با عنوان « دست نوشته های يك سنگ » خواهيم خواند و اين كارها را در مقايسه با كارها و مجموعه شعر های ديگری كه به چاپ مي رسند به قضاوت خواهيم نشست . اين کتاب در ۸۸ صفحه و تيراژ۲۵۰۰ نسخه  و توسط نشر « مديا»  منتشر گرديده. دولتی نه تنها به عنوان يک شاعر بلکه از جهت موقعيت علمی نيز  مايه ی مباهات کرمانشاهی هاست و هميشه جوانتر هايی من جمله خود من از راهنمای های ايشان سود جستيم. او فعلا در دانشگاه آزاد مشغول تدريس به دانشجويان است بنده نه به عنوان يك همشهری بلكه به عنوان يك مخاطب و بدون هرگونه غرض ورزی مدعی هستم كه اين مجموعه خوانندگان را بسيار متلذذ و متعجب خواهد كرد و به بسياری از شاعران ومنتقدين محترم بسياری چيزها را خواهد آموخت و اطمينان دارم همه ی شما نيزبا من هم عقيده خواهيد شد.

hruler02-4.gif

مکان های تهيه کتاب:

نشر( آبی و چشمه)واقع در زير پل کريمخان...و نشر (داروگ) واقع در ابتدای مطهری - ابتدای لارستان

 مصاحبهء آقای دولتی را هم در سايت وزين بلوط بخوانيد

hruler02-4.gif

چشم و چراغ اين همه شهريور، چشمت كه باز از غم من تر شد

دنيای من بدون تو يعنی مرگ، حيف اين دقيقه نيز كه پرپر شد

آن روزها حوالی فروردين، دنيای من وسيع ترازاين بود

خاتون كدام پنجره نفرين كرد، كاينگونه شادمانيم آخر شد

هی ريشه زد درخت تمنايت، هی برگ وبارداد ندانستيم

اين گونه سايه برهمه چيزانداخت، اين گونه آن نهال تناور شد

آن قدرآفتاب نگاه تو، بر دستهای يخ زده ام باريد

تا دفترم كه مشتی رخوت بود، لبريزازجنون مصور شد

ديروز ديدمت كه دلت تنگ است، با واژه ها مجاب نخواهی شد

زان روزهای بد كه نبودی تو، تنهائيم هزار برابر شد

سرد است ای پرنده ی معصومم ! حالا ببند چشم قشنگت را

شايد كه خواب مرهم دردی بود، شايد كه صبح حال تو بهتر شد...!!!

 

/ 56 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمیدرضا احمدی

سلام جناب صفريان کم پيدا!آقا دستت درد نکنه! آقای دولتی را از خيلی وقت پيش می شناسم. چند سال پيش در جوانان امروز کارهای پيش رويی از ايشان می خواندم. به گمانم اولين کسی بود که غزل را چهارپاره ای می گفت و به اصطلاح شما اهالی فن غزل با مصرع های بلند. اغلب هم کارهايی بسيار قوی که هيچ اشکالی را نمی شد ازآنها گرفت.زبان محکم چکش کاری شده و نشان دهنده ممارست زياد در بازی با اوزان مختلف!تنها نکته ای که الان ميشه ديد اينه که به نظر مياد زبان يک خورده قديمی می زند استفاده از (ز) و از اين جور واژه هارو منظورمه. خلاصه اگر کتابش رو داری حتما برام بيار. خيلی مشتاقم ببينم. تلفن های مرا هم اگر جواب بدهی عالی ست! به دوستان سلام برسان

ميثم يوسفي

مرسی.استفاده کرديم گرچ خونده بودم کم و بيش قبلا. خوبی استاد؟!

آدمك

مخلصيم آق‌فری... چه‌طوری قناری؟.. خوبی؟... خوشی؟... امروز زنگ زدم نبودی... می‌بينم که تو هم شدی عين من... به‌روز نيستی داداش...

ميثم

سلاممممممممممممممممممممممممممم........خوبی چاهکريم به مولا نازه هر چی همراه همسفره نياسريارو عشقه برو بچ سلام برسون خفن .........يا علی

babak

فرهاد خان سلام.کتابم را در نشرهای( آبی و چشمه)واقع در زير پل کريمخان...و نشر (داروگ) واقع در ابتدای مصهری -ابتداای لارستان می شود پيدا کرد.برای شهرستانی ها هم شماره حسابی می نويسيم ...تا بعد

سيد مهدي موسوي

با خبر همايش نقد غزل پست مدرن و آثار سيد مهدي موسوي با حضور محمد علي بهمني و اساتيد بنام شعر خراسان و افغانستان و دانشجويان منتقد برگزيده از سراسر كشور به روز هستم! يك شعر تازه هم هست حتما سر بزن!!

امير

سلام بزرگوار . حال و احوال که خوبه ؟ شاد باشی

یکتا

به نام خالق یکتا سلام ...زیباست ...در پناه حق همیشه پیروز باشید ...خدایارتون