fade!!

 

سلام.  جلسه اين هفته پنج شنبه ها جلسه خوب و پرباری بود و دوستان با حضور خودشون سنگ تمام گذاشتند.البته خاطره های قشنگی هم  شکل گرفت. يکی از اين خاطره ها اين بود که مهدی شادکام با ناصر نامدار دوبار روبوسی کرد و نادر را اصلاً تحويل نگرفت يا شايد هم برعکس....خلاصه جای همه شما خالی!

movie_camera_crank_turn_lg_nwm.gif

پت ...پت... چراغ از نفس افتاد ، تا پدر
آمد سراغ خلوت مادر/سكانس بعد
نه ماه بعد غنچهءسرخي شدي، ولي
مادر شبيه يك گل پرپر/ سكانس بعد

تو چار ساله بودي و عشقت پرنده بود
يك اتفاق تازه دلت را مچاله كرد
گنجشك پر،كبوتر...و در كل پرنده پر؛
مادر پريده بود و پدر پر/سكانس بعد

"ابرو كمون شونه بلندم لالالالا
گلدونهء دلم ،گل گندم لالالالا
كي ميشه حجله ت مو ببندم؟لالالالا"

مادر بزرگ با نوه اش در سكانس بعد
يك خانه داشتند ته كوچهء زمين
دور از تمام مردم دلسرد بي خيال
در فصل بي بخار زمستان، قشنگ بود
بر شيشه ها بخار سماور!/سكانس بعد
كيف و كتاب دخل به خرجش نمي رود
بايد- نبايدي كه به منطق نمي خورد
آقاي ناظمي كه سراپا شكايت است:
" – گم شو لجن!برو دم دفتر!/سكانس بعد

مادربزرگ حادثهء بعدي تو بود
او را ببر زير لحد خاك كن! – همين-
يك فاتحه بخوان و به يك "ارث" فكر كن!
به جانماز بي بي كوثر!-
همين سكانس – كارگردان سگ خلق و بد دهن
از پشت دوربين به همه پارس مي كند
و كات مي دهد به تو كه : "اين چه طرزش است؟!با اين پلان مسخره تف بر سكانس بعد"

بازار ريشه ريشه تو را جذب مي كند
تو شاخه شاخه در لجن روز مرگي
 تو برگ برگ زودتر از روزهاي قبل
در دست بادهاي شناور/سكانس بعد

"آقا لبو ببر!ابوي داغ حال ميده خانم لبو بدم؟!
- بده آقا!!"
كه ناگهان؛ موهاش توي باد دل ت را به باد داد آن دختر تكيدهء لاغر /سكانس بعد

دختر ولي پريد و خمارت گذاشت، بعد
ميخانه بود و نم نم سيگارهاي تلخ
با ياد چشم هاي خمارش تو بودي و
بعد از دو بطر،بطري ديگر، سكانس بعد

يك دستمال يزدي و يك پاتوق مدام
(مردي مزاحم دو سه تا خانم جوانم)
چاقو به دست مي رسي و قات مي زني:"هي با توام كثافت عنتر!"

سكانس بعد /زندان
شروع حرفه اي جرمي بزرگتر
يك طرح كاد واقعي از مجرمان پير-
استادكار مي شوي و مي زني جلو
با چند سال سابقه كمتر/ سكانس بعد
# - آزاديت مبارك!
- ممنون ! ولي شما؟!


من شاعرم همانكه تو را خلق كرده است
اما ببخش خالق خوبي نبوده ام

من قول مي دهم كه تو را در هر سكانس بعد
هرجور خواستي بروي زندگي كني
يك كارو بار عالي  با يك زن قشنگ …#

خواباند بيخ گوشم زل زد به چشم هام   چيزي نگفت و رفت

شبي در سكانس بعد
او قرص هاي كوچك آرامبخش را
با چاي تلخ بسته بسته به حلق ريخت
تا خواستم به متن بيايم كمك كنم
پشت سكانس  هاي  فراموش فيد شد.

clapboard_hands_lg_wm.gif

محمد علي پورشيخ علي

/ 269 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پريا كشفي

انگار دوباره ذوق من کور شده! اوضاع دل و دماغ ناجور شده! بايد بروم بخوابم و می دانم/ اين جمع بدون من چه بی نور شده!

mahsa

مخلص عمو کرگدن جان جسور .... داری پاچه خواری زری رو می کنی که تو رو هم با آميرزا و رضا بفرستمت تو ليستِ قاطی مرغا؟ (ببين اين رباعيها چقد تاثير مثبت!!! گذاشته رو من که ديگه حتی به عموی خکدم هم رحم نمی کنم ....

خلیل

ایکهش کسی در مکتب دل رههی داشت//تا واجه دلتنگی ما را سر مشق عیدش میکرد

زهرا باقري شاد

چشم اقا فرهاد...من مخلص شما و همه بچه ها هستم..گفتم كه جسارت منو ببخشيد.

.

.

خلیل

چه کسی میخواهد دود اسبند دلم را امشب // با کلامی از دل راهی صحرای از عشق کند //

سودابه مهيجی

سلام : اينقدر رجز خوانی و کل کل نکنيد ! /// هی قافيه و رديف سمبل نکنيد ! /// اين صفحه گشودنش چه مشکل شده است /// خواننده ی صفحه را معطل نکنيد ! /// ميخواستم بگم اقا ی صفريان علاوه بر اون کلمه ی (( را )) که من احساس کردم اضافيه و شما هم تاييد کرديد در اونجايی که ميگه کارگردان سگ خلق و بد دهن ... انگار وزن به هم ريخته من هر قدر سعی ميکنم نميتونم جوری بخونم که درست بشه وزن شعر مفعول فاعلات مفاعيل فاعلن است درسته ؟ اما اون يه تيکه اين طور نيست....لطفا پيگيری کنيد و به من هم اطلاع بديد...ممنون. سلام منو هم به خانواده برسونيد...!

خلیل

درمکتب عشق زنگ تفریح بیمعناست// یعنی که بیاهمیشهعاشقباشیم// سینوس وکسینوس نایندبه کار// بیا تا تانجانت روحم باشی

خلیل

ببخشيدکه تانجانت اشتباه زدم