ماهـــي روح

به عزيزم محسن


تازگيها آفتاب از خود جوابش كرده است
همنشين سايه هاي اضطرابش كرده است
در دلِ يك صفحه هم حرفش نمي گنجد ،ولي
انتشارات دل مردم كتابش كرده است.
حال و روزش پيش از اين،باور كنيدآباد بود
غير عادي بودن دنيا خرابش كرده است.
اختيار دل كه نيست اينبار هم ققنوس عشق
بي خيال شعله هاي التهابش كرده است.
ماهي روحم به اقيانوس هم راضي نبود؛
طفلكي لالايي اين بركه خوابش كرده است.
طفلكي يك لحظه غفلت كرد،
عاشق شد...
و بعــد
تازه فهميدم كسي آدم حسابش كرده است!!!

فرهاد صفريان

/ 43 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيد علي ميرافضلي

من به تناسب حال و هوای ابری خودم برای اين بيت ماقبل آخر مصاديق بسياری در خودم يافتم. ضمنا پيشنهاد می‌کنم که فرمان شعردوست اسم اصلی‌اش را زير يادداشتهايش بنويسد. آخر معنی ندارد که آدم بخواهد شعر شما را جايی نقل کند يا در مورد وبلاگتان بنويسد و نداند چی بنويسد که به نادانی متهم نگردد. حضرت عباسی اين کارها معنی ندارد. دارد؟

hanif

به هر حال انتخاب شعر خوب هم ذوق می خواد...موفق باشيد

pari

خيلی زيبا و به نظرمن انتخاب واژه ها بی نظير.و البته در سليقه شما هم شکی نيست.

عطربهارنارنج

همه چيز از همين آدم حساب كردن ها آغاز مي شود....متشكرم كه من را فراموش نمي كنيد و قدم به كلبه من مي گذاريد :)

nasrin

سلام . حال و احوال خوبه ؟ شعر زيبايی بود خصوصا بيت آخرش که خيلی خوشم اومد . يا حق !

حامد

جالب و دوست داشتنی پيرزو باشی

رهـــايــــش

سلام فری جان ... هميشه شعر هايی و که انتخاب می کنيا ...p: p:اونهايی رو که مخصوصا از آقای صفريان !!!‌ رو عالی انتخاب می کنی ... من مرده ی اشعار آقا فرهاد شدم .... زت عالی روز افزون ... يا حق .... بدرود ... هومن ...

اّّرش

سلام تازه بااين وبلاك ها اّشنا شده ام. لذت بردم بيشتر خواهم نوشت.