آتش در زير كاه



سلام

توجه!...چند حرف تازه درباره ی مسابقه ی غزل معاصر....توجه!

اين درست است كه در غزل يك نظر جمعي وجود ندارد كه مثلاً فلان شاعر بهترين غزل سراي معاصر است اما در غزل كوچك يعني رباعي اينگونه نيست ؛ بيژن ارژن يگانه نامي است كه در اين عرصه شعري خود را به اثبات رسانده، البته آقاي ايرج زبردست و ... هم هستند اما نوآوريهايي كه آقاي بيژن ارژن كرده را هيچ كدام نكرده اند.امروز سه رباعي متفاوت از اين بزرگوار
را باهم ميخوانيم.

چشمت بستي و ماه پنهان كردي
آن چهرهء بي گناه پنهان كردي
اي عشق چو آب زير كاهي بودي
آتش در زير كاه پنهان كردي

گفتند فقط مترسك و چوبي بود
چوبي كه فقط حكايت خوبي بود
باد آمد و دكمهء مترسك وا شد
بر سينهء او مسيح مصلوبي بود

بر شانهء من نشستي و دستانت ـ
بستند و به گردنت طنابي، جانت ـ
با ماندن من بود مرا تير زدند
ما كشته شديم و تن آويزانت...

بيژن ارژن

صداي توست كه غمگين است؟ صداي توست كه مي‎لرزد؟
ببين عزيز ببين اين دل براي توست كه مي‎لرزد!
دروغ نيست اگر گفتم تو مرد عشق نخواهي شد
كه دستهاي تو يخ كرده و پاي توست كه مي‎لرزد!
و من هميشه همين بودم و من هميشه همين هستم
بهار شعر من از سوز هواي توست كه مي‎لرزد
نگاه كردي و خنديدي بهانهء تو فقط اين بود:
دلم به خاطر گيسوي رهاي توست كه مي‎لرزد
ببند و بند دل من را دوباره پاره نكن بانو
دلم كبوتر هر جا نيست، براي توست كه مي‎لرزد.
قبول! راست اگر گفتي بدان كه دخترك شعرت
به پاي توست كه مي‏ماند و به پاي توست كه مي‎لرزد

نغمه مستشار نظامي

يك جمله مي گويم كه استثنا ندارد
ديگر كسي در قلب سردم جا ندارد
بعد از رسيدن عاقبت فهميد مجنون
آنچه كه او ميخواسته ليلا ندارد
لا لا بخوان اي كودك قلبم ، لالالا
آنچه كه ميخواهي از اين دنيا ندارد
آرام مي پوسم در اين غربت وليكن
اينهابراي قلب تو معنا ندارد
گفتي كه شايد باز فردا ،آه آقا!
اين روزهاي شب زده فردا ندارد
اين شعر من را گفت، نه من شعر را،چون
دنيام تركيبي است از «من» با «ندارد».

آزاده معماري

/ 46 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

قشنگ بود مخصوصا از بعضي بيت ها خيلي لذت بردم به ما هم سري بزنيد

razdar

با اين رباعی خيلی حال کردم .بر سينهء او مسيح مصلوبي بود.زيبا بود..زنده باشيد.يا علی مدد!

ghazale

سلام منم کمک کن که نويسنده بشم ۱۱ سالمه

آيينه

در کوچه با هـــوای تو ســيگار می‌کشـيد + مردی که پا به پای تو ســـيگار می‌کشيد // مردی که دست‌های تو بر شــانه‌اش نبود + در سوگ دست‌های تو سيگار می‌کشيد // تقدير ، آن شـــبی که تورا در بغل گــرفت + ديوانه‌وار پای تو ســـــيگار می‌کشـــــــيد // مريم !! اگر که ميوه‌ی ســــرخ جنون نبود + اصـلا کسی برای تو سيگار می‌کشــيد؟؟ // حتــی در آن طلــــوع مه‌آلـــــــود هفتمين + با خلق تو خدای تو سيگــــار می‌کشـــيد *** آتش به روی زندگی‌اش می‌خــــــزید و باز + در کــوچه با هـــوای تو ســیگار می‌کشید‌

river

سلام.برای شرکت توی مراسم آخر هفته بايد حتما شعر داشته باشيم؟ لطفا پاسخ بدید.مرسي.

sholeh

سلام به خاطر وب لاگ زيباتون تبريک می گم اميدوارم موفق باشيد.

نیما عابد

سلام آغاز هفته.شرمنده که کار جديدی ندارم تا دعوتتان کنم:).ماموريت خوش بگذرد

غلامرضا خسروشاهي

سلام عزيز. بعد از يک هفته اومديم که حالی بکنيم با غزلها و خبرهای مسابقه که حالمون گرفته شد. زمان گردهمايی رو انداختيد دقيقا روزی که بنده اتفاقا تهران نيستم و از دو سه ماه قبل مشخص شده بود که نخواهم بود. با اين ترتيب اين فرصت از کف خواهد رفت مگر اينکه ديوونه بازی من گل کنه و.... فعلا يا حق

نغمه مستشارنظامي

سلام/اميدوارم که خوب و سلامت باشيد/از اينکه من را لينک کرديد ممنونم/کار من را که خيلی راحت کرديد چون من هر وقت آلاين می شوم قبل از هر کاری به وبلگ شما سر می زنم و اين طوری می تونم به وبلاگ خودم هم سری بزنم!