آب در آينه يا آينه در آب افتاد


چرارنجيده اي ، بسيار هم رنجيــــده اي از من
چه رنج سخت و دور از انتظاري ديده اي از من

گناه من كه معلوم است، خيلي خوب اما تو
گناه خويش را آيا -بگو- پرسيده اي از من

مرا در من گره دادي شب غم سايه در سايه
چنين بر سايه ام شمشيرها سائيده اي از من

من از آن رو به سردي رفتن دست تو فهميدم
تو هم سرماي اين ديدار را فهميده اي از من

ندارد اعتبــــــاري دستــــــــهاي آدمك برفي
ولي تو دست خود را زودتر برچيده اي از من

چه برجا مانده حالا؟ چشم هايي بي رمق از تو
و حجم ساكت در خود فرو پاشيده اي از من

r-rosec2.gif

گره وا كن از زلف و در پا بينداز
مرا ياد شبهاي يلدا بينداز

به ژرفاي مهتابي چشمهايت
دلم را شبي در تك و تا بينداز

تماشايي ام در حضور نگاهت
به من يك نگاه تماشا بينداز

زمستاني ام بي تو، خورشيد من: تو
نگاهي به من گرم و گيرا بينداز

بسوزانم اي از همه شعله ور تر
و خاكسترم را به دريا بينداز

عجب رسم خوبي است عاشق كشي هم!
به هر قيمت اين رسم را جا بينداز

هر دو غزل از محمد يزداني

r-rosec2.gif

از سر انگشت غزل رقص به مرداب افتاد
تاب مي خورد دلـم باز در اين تاب افتاد
باز انديشه ي خورشيـد به ذهنـم تابيد
باز الهـام غزلگـون مـن از خـواب افتاد
سينه ريز دل من بود . به رويا گفتم ،
حلقه‎ي سجده كه برگردن محراب افتاد
پلـك برهم مزن اي دخـترك نقاشي!
روح طغيـانگر تو در قفـس قاب افتاد
بـاز نيـلوفـر آبـي بـه سـراغـم آمـد،
باز در حوض خيالم گل مهتاب افتاد
از تعجب دهن پنجره ها وا مانده است
آب در آينـه يـا آينـــــــــه در آب افتـاد .


سيد حسن حسيني رودباركي

r-rosec2.gif

غريبه حال دلــــــم را نپرس ! ويـرانم
مجاب سفسطه هاي سياه شيطانم
مجاب اين هيجانْ كه تو هم نخواهي ماند
در انتظــــار مرور دو دســت بي نانم
و حرف تشنگيم را تو هم نخواني از،
نگـــاهِ ياسِ كبــــود ِكوير ِ گلــــــــدانم
ببين چگونه دلم را به چوب مي بندند
هراسهايِ بزرگِ هميــــــشه پنهانم.
بياو دســــت مرا با بـــهانه اي رو كن
كه عاشقم كه خرابم كه نابسامانم

*****
دلم گرفته از اين چشمهاي تو خالي
مرا به شهر نگاهت ببـــر ، بگـــــردانم.

فرهاد صفريان

/ 69 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل امروز

سلام آقا.ببخشيد كه افتاديد توي زحمت.ممنون.لوگو امروز صبح بود.قرار شد اصلاحاتي صورت بگيره و دوباره بياد.بابت همه چيز ممنون.

رضاکرمی

فری جان اين همه مخاطب رو يه جورايی بايد حفظ کنی /.تسخير حسن در خور حيرت نگاهيست

کرگدن

سلام فری ... خوبی ؟ راضيه خانوم چطوره ؟ ديروز غروب کجا بودين ؟ شونصد دفعه زنگ زدم !!! ........ فری تو : «« پياده آمده بودم پياده خواهم رفت »» رو شنيدی ؟ مال يه شاعر افغانه موقعی که افغانيارو از ايران اخراج می کردن اينو واسه ايرانيا گفته .... محشره از ديروز بيست بار خوندمش بعضی جاها پشت آدمو می لرزونه : غروب با نفس گرم جاده خواهم رفت / پياده آمده بودم پياده خواهم رفت / طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد / و سفره ای که تهی بود بسته خواهد شد/ حوالی شبهای عيد همسايه / صدای گريه نخواهی شنيد همسايه / همان غريبه که قلک نداشت خواهد رفت / و کودکی که عروسک نداشت خواهد رفت / دم سفر نپسنديد نا اميد مرا / ولو دروغ عزيزان حلال کنيد مرا / تمام آنچه ندارم ؛ نهاده خواهم رفت / پياده آمده بودم پياده خواهم رفت .......... چند بيتشم يادم نيومد .... کولاکه ... من که خيلی حال کردم باهاش .... فدای تو .

قاصدک سوخته

سلام عزيزم ... ببينم پس اون کار جديدت کو ؟گذاشته بود سر فرصت نظرمو راجع بهش بدم امروز اومدم ديدم که جا تره و ... فری جان عزيز ... يه کار به خصوص زدم که خيلی دوست دارم نظرتو راجع بهش بدونم ... آخه جزو تنها کارای بلندمه ... من که هميشه مديون محبتاتم ... جهنم اين دفعه رو هم زير بار محبتات غرق می شم !

غلامرضا ابراهبمي

تو را چون سبزه وگل دوست دارم چرا پنهان کنم حرف دلم را

MAHDI BAGHERI

آقا فرهاد سلام اميدوارم که حال خودت و خانومت خوب باشد.همانطور که در مهمانی خاله خانوم شما قول داده بودم دراولين فرصت به سايت شما آمدم و شعرهايی را که وارد کرده بوديد خواندم و از اشعار شما لذت بردم به خصوص شعری که با اين مصرع شروع ميشود : (مي‌خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست) که الحق عالی بود وخيلی خوشم آمد از اين به بعد مدام به سايت شما سر ميزنم . ديگه نامه داره طولانی ميشود پس خداحافظ به خانوم و (حسين )حتما سلام برسانيد . دوستدار شما مهدی باقری از قم

MAHDI BAGHERI

آقا قرهاد سلام ميخواستم بگم صندوق پست الکترونيکی من عوض شده . پس جواب نامه ها را به اين صندوق بفرست لطفا اين آدرس را به حسين هم بدهيد منتظر نامه های شما هستم با تشکر مهدی باقری

MAHDI BAGHERI

سلام عرض شود که من يک ايميل به زبان فارسی برای شما به صندوق پست الکترونيکی شما زده ام نمی دونم توانستيد به فارسی بخوانيد يا نه .پس خواهشمندم نامه ای برای من بفرستيد (ايميل) وبگوييد که توانستيد بخوانيد و اگر نه بگوييد که از اين به بعد انگليسی بفرستم.با تشکر.مهدی باقری

مريم

سلام بسيار زيبا بود شعر هديه الهی است قدرش رو بدونيد يا حق