براي او كه هميشه ام را از غزل پر كرده

سلام.تاخير چند روزهء ما را ببخشيد…مسافرت بوديم كاشان..مشهد اردهال…نياسر..سيلك و…اين چند روزه مهمان حسن قريبي بوديم و مهدي فرجي و مصطفي جوادي وامير عباس مهندس و…كاشان را تا حالا نديده بودم ، مهدي فرجي را هم…اما انگار هم كاشان را ديده بودم هم مهدي را، امروز بنا ندارم زياد حرف بزنم ، فقط اين را بگويم كه مهدي آنقدر برايمان شعر خواند كه هنوز صداي نازنينش توي گوشم است، …قرار بود اين شماره مختص به بچه هاي كاشان باشد كه به پاس اين همه شعر كه مهدي برايمان خواند و اين همه ذوق و اين همه همت و… امروز غزلهاي مهدي را ميخوانيم و روزهاي آينده دوستان د يگر…
كتاب « و چشمهاي تو باران» آقاي فرجي را هم در انتشارات مرسل ، انتشارات زمان،غرفهء صداي پاي آب ويا دفتر شعر جوان خواهيد يافت . نكته جالب توجه ديگر احترام و منزلتي است كه حسن قريبي آنجا دارد ،در باره اين موضوع هم در ويژه نامه كاشان بيشتر با هم حرف ميزنيم.

*********************

اما مسابقه: به گمانم هشت روزي به پايان مهلت مقرر مانده،استقبال هم كه عالي. داوري؟ در اين مورد هم روزهاي آينده تصميم نهايي گرفته خواهد شد. نگران هيچ چيز نباشيد، اين هفته هم تكليف مكان و زمان برگزاري مراسم را روشن مي كنيم .
تا حالا اين عزيزان غزلشان را فرستاده اند: نيما عابد، مژگان بانو، اكبر ياغي تبار، پيمان بديعي ،مسيح،سيامك بهرام پرور،جهان بيكس، خانم احمدي، كرگدن،احسان پرسا، فاطمه حق ورديان، آقاي رحمانيان ، خسروي و چند مورد بي نام.احياناً اگر كسي فرستاده كه اسمش در اين ليست نيست ،هم ياد آوري كند و هم دوباره بفرستد.

من مدتي است ابر بهارم براي تو
بايد ولم كنند ببارم براي تو
اين روزها پر از هيجان تغزّ لم
چيزي بجز ترانه ندارم براي تو
جان من است و جان تو،امروز حاضرم
اين را به پاي آن بگذارم براي تو
از حدّ «دوست دارمت» اعداد عاجزند
اصلاًنمي شود بشمارم براي تو
اين شهر در كشاكش كوه و كوير و دشت
دريا نداشت دل بسپارم براي تو
من ماهيم تو آب،تو ماهي و من آفتاب
يار مني و مثل تو يارم براي تو
با آن صداي ناز برايم غزل بخوان
تا وقت مرگ حوصله دارم براي تو

*******************

حال من خوب است امّا با تو بهتر مي شوم
آخ…تا ميبينمت يك جور ديگر مي شوم
با تو حسّ شعر در من بيشتر گل مي كند
ياسم و باران كه مي بارد معطر مي شوم
در لباس آبي از من بيشتر دل مي بري
آسمان وقتي كه مي پوشي كبوتر مي شوم
آنقدرها مرد هستم تا بمانم پاي تو
مي توانم مايهء گهگاه « دلگرمي » شوم
ميل ميل توست اما بي تو باور كن كه من
درهجوم بادهاي سخت پرپر مي شوم.

مهدي فرجي

/ 50 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فري

مهدي جان ميدونم اين پيامها رو ميخوني: اول سلام دوم مخلصيم و سوم زمان داره تموم ميشه ها....

كرگدن

سلام فري جان ...غزلاي احسان و زهرا هم دست منه كه بايد بهت برسونم ...احتمالا ظرف يكي دو روز آينده ... فداي تو

نيروانا

بازم اومدم و آپديت نکرده بودی.اين آدمک فقط بلده منو تهديد کنه؟

کرگدن

سلام فری من الان سايتم .

jalil safarbigi

بعد از سلام عرض کنم خدمت شما --- ما نيز آدميم بلا نسبت شما! --يا حق!

نيايش

دوست خوبم من پزشکم... ام از قضای روزگار مدتی نه چندان کم معلم هم بوده ام... شايد برای همين است که گاهی مثل معلم ها می نويسم... دليل ديگرش هم اين است که مخاطب هاي خيلی جوانی دارم که سالها قبل سر کلاس من می نشستند.

ggfgl,htyly[rt

الرذتارذلذزااغفعقع۶غقع۶قغع۶۷

ف.ف.

اين اسم ها رو هم که ديدم باز و ديدم اسمم نيست هم ياداوری کردم هم دوباره فرستادم ولی خب مثل اينکه نديدين ... ممنونم باز بخاطر اينکه به حساب آوردين منو