پدر...مادر...پسر!

سلام.

۱- بالی برای پرواز ۲

اول اينکه قاصدک سوخته، کرگدن ويکی دونفر از دوستان ديگر امسال هم  همزمان با نمايشگاه کتاب مسابقه بالی برای پرواز ۲ را تدارک ديده اند، که اميدوارم بازتاب خوبی  در دنيای وبلاگ ها داشته باشد.برای کسب اطلاعات بيشتر اينجا را دريابيد.

bali.JPG?uniq=-10ya0t

۲- جلسه پنجشنبه ها

  جلسه پنجشنبه های اول هر ماه وبلاگی ها هم اول ارديبهشت ماه که مصادف است با روز بزرگداشت سعدی دراتاق آبی برگزار خواهدشد؛ مکان: يوسف آباد(خ سيد جمال الدين اسد آبادی)- کوچه بيست و يکم- پارک شفق- فرهنگسرای شفق - اتاق آبی/ زمان: پنج شنبه-اول اردی بهشت- ساعت ۱۵.۳۰ الی ۱۸/همه دوستان شاعر و علاقمند شعر می توانند تشريف بياورند.

 hruler02-4.gif

۳ـ پدر ــ مادرــ‌ پسر

پسر شدیم و بدون پدر بزرگ شدیم
و با هزار غم و دردسر بزرگ شدیم


وجنگ بود_وآوارگی و در به دری
سفر رسید ما با سفر بزرگ شدیم


پدر همیشه سفر بود_مثل اینکه نبود
وما بدون پدر با خطر بزرگ شدیم


پدر قطار قشنگش قطار رفتن بود
و ما به شوق سفر بود اگر بزرگ شدیم


پدر رسید ما از قطار جا ماندیم
پلاکش امد و ما با خبر بزرگ شدیم


قطارپوکه ی خالی _و زیر سیگاری
چقدر جای تو خالی_پدر،بزرگ شدیم


و ما بزرگ نبودیم_این شکوه تو بود
به چشم مردم دنیا اگر بزرگ شدیم


بيژن ارژن
<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 hruler02-4.gif

و مادرم دو چک آبدار کارم کرد

تمام شب متلکهای تلخ بارم کرد

نگاهی از سر درماندگی به من انداخت

تعجب از خودم و حجم انتظارم کرد

نشست هوره کشید و به سینه اش کوبید

از اینکه چشم سیاه تو غصه دارم کرد

و گفت : کاش نزائیده بودمت روله

چه عاشقی تو آواره از دیارم کرد !

تمام اهل محل توی کوچه جمع شدند

نگاهشان به غم مزمنی دچارم کرد

پدر رسید چپق دود کرد و آه کشید

به صبر دعوتم _ آنچه که من ندارم _ کرد

***

تمام غربتم از عشق توست اما باز

بنازمش که چنین مرد و بردبارم کرد

 

محمدعلی عابدینی

 

 

/ 74 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بوتیمار

سلام........................خوبی اقا..................غزلا ای ول داشت شديد...............درضمن باز اين احسان دلش جايزه خواست ....................مسابقه گذاشت....اشمال يه داريوش تربتی داريم هروقت غزل ميگه شب شعر ميزاره.......حسن اين احسان شمارو داره..............من که از الان نميام..........گفتم رو من حساب نکنيد...........چشمک..فدات

پرنیان

سلام لينکتون رو گذاشتم.خوشحل می شم شما هم اين کا رو انجام بديد.وبلاگ قشنگی داريد.موفق باشيد. به اميد ديدار.

فرامرز حجازي

فرهاد جان از لطف تو ، خانم محترم تو و ساير دوستان كه مرا هم در جلسه تحمل كرديد ممنون .از بابت نگهداري گم شده ام هم يك دنيا ممنون و متشكرم . راستش یک خورده نگران شده بودم ... دست خودت باشد، تا ان شا ا... ببينمت. به اميد ديدار ...

میثم

سلام ...خوبی حاجی .......اینجا خبری نیست فقط خبردارو .....ازین چیزاست رفتی کاشان مارو يادت نره يا علی

اميد نقوي

سلام. داداشی چند تا از عکسهای پنجشنبه را گذاشتم تویphotos در گروه. سلام برسون. بای

غريبه

زيبا بود کلی حال کردم ممنون

مرد شهر زده

سلام ..........يادت باشه دو بار تا حالا اومدی و ما را بی ................شعرای قشنگی بود

ناصر حامدي

سلام فرهاد جان.مدتي مي شد كه توفيق نداشتم غزل معاصرت را ببينم.حالت از اين به .يا حق

آقا طيب.

سلام.چاکريم.کامنتينگت هال داد.ميثم رفت زير ژرچم دلم گرفت.دروازه دولت غريب شد.فرهاد هالت خوبه؟ايول چه سوال دوستانه و باهالی پرسيدم.ينی مثل ادم حسابيا بود خندم گرفت.آقا ارادت ما بريم.همين عرض ادب خوب بود.يا عشق